{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران هم اگر میشدی

باران هم اگر می‌شدی

در بین هزاران قطره

تو را با جام بلورینی می‌گرفتم

می‌ترسیدم

چرا که

خاک هر آنچه را که بگیرد پس نمی‌دهد
دیدگاه ها (۱)

کجاست عشقکه درمانده‌ام به چاره ی دل ؟

شاعران گل گفته اند،اما برای وصف تو...باز بایدمعنی نازکتری پی...

به چشمت خیره گشتم کز دلت آگه شوم اماچه رازی می‌توان خواند از...

در ببندید وبگویید که منجز از او از همه کس بگسستمکس اگر گفت چ...

ولی گاهی این غم طولانی تر از انچه انتظار داریم می شود....زخم...

پیامبر(ص): ای علیاگر نمی ترسیدم مسلمانها درباره ات آن کاری ر...

کاش باتونسبتی داشتم مثل بهار که باشکوفه پرتقالبوی خاک که با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط