{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر زمان به عقب برمیگشت

اگر زمان به عقب برمیگشت
آنقدر میگشتم
تا تو را پیدا کنم
تو را میدزدیدم
و با خود میبردم
به دورترین نقطه ی زمین
و آنقدر میبوسیدم
تا عاشقم شوی
آنوقت میشدم
خوشبخت ترین مرد دنیا!
حالا تو با اینهمه خوبی
از من دوری
و من هر لحظه
به مردی حسادت میکنم
که تو را هر روز
از نزدیک میبیند
و تو خوشبختی را
از لبهای خود
در کام او میریزی.
امروز سهم من از تو
حسرتی است
که هیچوقت تمام نخواهد شد
و خوشبختی با تو
بعیدترین آرزویی است
که هیچوقت به آن نخواهم رسید

#عاشقانه#عاشقانه_ها#دلنوشته#دلنوشته_ها#عکسنوشته#عکس_نوشته
دیدگاه ها (۱)

تو نمی آیی و من منتظر دیدارم وای بر من که به چشمان تو باور د...

به لبخند تو محتاجم بخند و بیقرارم کن#عاشقانه#عاشقانه_ها #دلن...

کاش مرابه اندازه ی لبهایتدوست داشتی!که روزی چند بار به آنها ...

یک روز خواهی آمدکه دیگر من نخواهم بودبرای تو سخت نخواهد شدچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط