{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر بس است . . . . .

دیگر بس است . . . . .
فردا با طلوع خورشید پیله ام را پاره خواهم کرد
و دل به دریای زندگی خواهم زد
و تو بالهای زیبایم را در اولین پرواز باشکوهم خواهی دید
آری فردا
آنقدر در آسمان ،پرانرژی و با نشاط و شاد خواهم رقصید
تا ازنفس بیفتم .. . .
و چه خوب است که زندگی دو سه روزه من به رقص و پایکوبی بگذرد
دیدگاه ها (۱)

یک عا لمه مترسک می خواهم . . . . . برای باغچه دلم تا هر غری...

همیشه دلتنگی ب خاطرنبودن کسی نیست.....................گاهی ب...

ﮐﺎﺵ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺷﺒﯿﻪ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ﮐﺎﺵ ﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺑﻮﺩﯼﺑﻌﺪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﻫﻨﻮﺯ ...

وقتی عشق را زیبا بنویسی فرقی نمیکند که قلم از شاخه های نیلوف...

بدین افسونگری وحشی نگاهیمزن بر چهره رنگ بی گناهیشرابی تو شرا...

در چشمانم خیره شو خواهی دید برایم چه هستی در قلبت و در روحت ...

وقتی خورشید طلوع کرد از پشت پنجره کلبه ای قدیمی شمع  سوخته ا...

ن امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست و...

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست ...

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست ...

‌من امشب تا سحر خوابم نخواهد بردهمه اندیشه ام اندیشه فرداستو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط