{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی اَز باران بسازَم دَفتری

گفتی اَز باران بسازَم دَفتری
خواهَم نوشت؛
اینکه مَن را تا کُجاها می بَری
خواهَم نوشت!

چَشمهایِ تو
خُدایِ حَرفهای تازه اَند!
کُفر را
با واژه های دلبری خواهَم نوشت!

دَر میانِ دَستهایِ کوچَکَم،
جایِ تو نیست!
مَن تَمامَت را،
«برایِ دیگری خواهَم نوشت!»
دیدگاه ها (۲)

باید آهسته نوشتبا دلی خسته نوشتگرم و پر رنگ نوشتروی هر سنگ ن...

دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! عا...

می شود پیشانیت بوسید و از لبها گذشت؟می شود از دیدن چشمان زیب...

تماشای تو وقت دلبری سخت است باور کنتو را دیدن به چشم خواهری ...

عاشقانه های شبنم درکنار مادر خوبم

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط