به محمد گفتم که باید تلافی کنم این کار بابامو اما اون گفت
به محمد گفتم که باید تلافی کنم این کار بابامو اما اون گفت که بعداً راضی میشه بذار یکم بگذره. منم گفتم باشه ولی چند روز بعد دوباره برام خواستگار اومد.
خواستگارم آدم خیلی بدی بود ولی سنش بهم میخورد اما اخلاقش گند بود و بدون اینکه از من بپرسه قبول کرد.
خواستگارم آدم خیلی بدی بود ولی سنش بهم میخورد اما اخلاقش گند بود و بدون اینکه از من بپرسه قبول کرد.
- ۵۵
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط