{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به محمد گفتم که باید تلافی کنم این کار بابامو اما اون گفت

به محمد گفتم که باید تلافی کنم این کار بابامو اما اون گفت که بعداً راضی میشه بذار یکم بگذره. منم گفتم باشه ولی چند روز بعد دوباره برام خواستگار اومد.
خواستگارم آدم خیلی بدی بود ولی سنش بهم میخورد اما اخلاقش گند بود و بدون اینکه از من بپرسه قبول کرد.
دیدگاه ها (۰)

اون همه این کارها رو انجام داد و بابام بعدش قبول نکرد جوری ک...

ولی بعدش فهمیدن که خبری نیست البته اینطوری فکر میکردن در حال...

Part ¹⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط