دو پارتی از یونگی ...:)
دو پارتی از یونگی ...:)
ادامه پارت ۲
شوگا : خب دلیلی داره که لکنت میگیری؟
ا.ت : عااام ...من..ل..لکنت ..نم...نمیگیرم
شوگا: آها...خب فکر کنم تنبیه ات خیلی سنگین تر شد ..
ا.ت : ...
شوگا : تنبیه تو ۲ روز بدون آب و ۱۴ روز بی غذا و ۱۸۰ ضربه شلاق و بعدش کل اتاقا و کل پرده ها و راه پله ها ...و سالن های پایین رو تمیز میکنی اونم تو یه روز ... به عبارت دیگه بعد از گذشت ۲ هفته تو بدون هیچ شکایتی میای کل عمارت به جز اتاق من رو تمیز میکنی ...
ا.ت : چ ..چرا اتاق... ش ...شما رو ت...تمیز نکنم ؟
شوگا : من بهتر میدونم اینم یکی از قوانین بود... تنبیه ات سنگین تر شد
ا.ت : چرا من هر چی میگم به تنبیه ام اضافه میشههه ( بلند میشه و با داد میگه)
شوگا : سر من داد نزن ...شکایتی هم نداریم... دو از قوانین نقض شد دوباره...( خونسرد و جدی)
ا.ت : ایششش دیگه داری شورش رو در میاری
شوگا : خب احترام ... خودمونی حرف زدن ...شکایت و تعیین تکلیف ...چهار تا از قوانین ... نمیدونم بعد این تنبیه زنده میمونی یا نه ... تاحالا کسی این تنبیه رو تجربه نکرده ..یعنی در اصل کسی به گستاخی تو نبوده که بخواد این طوری تنبیه شه ..
ا.ت : ( از ترس پاهاش شل میشه و میوفته زمین و شروع میکنه به گریه کردن )
نه ... نه ..من غلط کردم تروخدا ... تروخدا یه کار دیگه ای باید باشه که بتونم ..انجام بدم ...خواهش میکنم هر کاری به جز اینکار خواهش میکنم ...التماست میکنم( گریه شدید)
شوگا : خب ...بزار ...شاید یکاری باشه ...
ا.ت : اوهوم ...هل چی باشه انجام میدم
شوگا : وظیفته...جدا از این من برای امشب یه مهمونی باید یه دختر رو به عنوان دوست دخترم ببرم ... میتونی تو اون فرد باشی ...ولی توی مهمونی از کنارم جم نمیخوری ... باشه ؟
ا.ت : چشم ...چشم
شوگا : خوبه ...
فلش بک به شب :
ویو ا.ت :
این عالی بود بهتر از اون تنبیه هاته در واقع خیلیم خوبه ...هر چیگفت گوش میکنم... فقط یه شب میتونم جای دوست دخترش باشم ...اون خیلی جذابه پس از این فرصت باید استفاده کنم و لذت ببرم ...چون دیگه اون آدم جذاب برای من نخواهد بود اوه برای من لباس هم خریدن چه زیباست ، لباسو پوشیدم و رفتم طبقه بالا در اتاق شوگا رو زدم و وارد اتاق شدم ...اوه اون چقدررر جذابه محوش شدم
ویو شوگا :
ا.ت در اتاقمو زد بهش گفتم بیاد تو اون زیبا بود ...خیلی زیباتر شد ...کاملا محوش شدم و داشتم آروم به قصد بوسیدنش به سمتش میرفتم که ا.ت هم آروم اومد سمتم که پاش خورد به یه چیزی و افتاد زمین ...
شوگا : ا.ت؟ حالت خوبه؟
ا.ت: بله ارباب
شوگا : استثنا امشب میتونی ...شوگا یا عشقمی چیزی صدام کنی
ا.ت : بله ..شوگا
شوگا : رسمی هم نباش
ا.ت : باشه
شوگا : خب دیگه بریم ...
فلش بک به توی ماشین :
ویو شوگا : اون خیلی خیلی زیباست میخوام برای خودم بکنمش
مایل به حمایت بیب ¿
ادامه پارت ۲
شوگا : خب دلیلی داره که لکنت میگیری؟
ا.ت : عااام ...من..ل..لکنت ..نم...نمیگیرم
شوگا: آها...خب فکر کنم تنبیه ات خیلی سنگین تر شد ..
ا.ت : ...
شوگا : تنبیه تو ۲ روز بدون آب و ۱۴ روز بی غذا و ۱۸۰ ضربه شلاق و بعدش کل اتاقا و کل پرده ها و راه پله ها ...و سالن های پایین رو تمیز میکنی اونم تو یه روز ... به عبارت دیگه بعد از گذشت ۲ هفته تو بدون هیچ شکایتی میای کل عمارت به جز اتاق من رو تمیز میکنی ...
ا.ت : چ ..چرا اتاق... ش ...شما رو ت...تمیز نکنم ؟
شوگا : من بهتر میدونم اینم یکی از قوانین بود... تنبیه ات سنگین تر شد
ا.ت : چرا من هر چی میگم به تنبیه ام اضافه میشههه ( بلند میشه و با داد میگه)
شوگا : سر من داد نزن ...شکایتی هم نداریم... دو از قوانین نقض شد دوباره...( خونسرد و جدی)
ا.ت : ایششش دیگه داری شورش رو در میاری
شوگا : خب احترام ... خودمونی حرف زدن ...شکایت و تعیین تکلیف ...چهار تا از قوانین ... نمیدونم بعد این تنبیه زنده میمونی یا نه ... تاحالا کسی این تنبیه رو تجربه نکرده ..یعنی در اصل کسی به گستاخی تو نبوده که بخواد این طوری تنبیه شه ..
ا.ت : ( از ترس پاهاش شل میشه و میوفته زمین و شروع میکنه به گریه کردن )
نه ... نه ..من غلط کردم تروخدا ... تروخدا یه کار دیگه ای باید باشه که بتونم ..انجام بدم ...خواهش میکنم هر کاری به جز اینکار خواهش میکنم ...التماست میکنم( گریه شدید)
شوگا : خب ...بزار ...شاید یکاری باشه ...
ا.ت : اوهوم ...هل چی باشه انجام میدم
شوگا : وظیفته...جدا از این من برای امشب یه مهمونی باید یه دختر رو به عنوان دوست دخترم ببرم ... میتونی تو اون فرد باشی ...ولی توی مهمونی از کنارم جم نمیخوری ... باشه ؟
ا.ت : چشم ...چشم
شوگا : خوبه ...
فلش بک به شب :
ویو ا.ت :
این عالی بود بهتر از اون تنبیه هاته در واقع خیلیم خوبه ...هر چیگفت گوش میکنم... فقط یه شب میتونم جای دوست دخترش باشم ...اون خیلی جذابه پس از این فرصت باید استفاده کنم و لذت ببرم ...چون دیگه اون آدم جذاب برای من نخواهد بود اوه برای من لباس هم خریدن چه زیباست ، لباسو پوشیدم و رفتم طبقه بالا در اتاق شوگا رو زدم و وارد اتاق شدم ...اوه اون چقدررر جذابه محوش شدم
ویو شوگا :
ا.ت در اتاقمو زد بهش گفتم بیاد تو اون زیبا بود ...خیلی زیباتر شد ...کاملا محوش شدم و داشتم آروم به قصد بوسیدنش به سمتش میرفتم که ا.ت هم آروم اومد سمتم که پاش خورد به یه چیزی و افتاد زمین ...
شوگا : ا.ت؟ حالت خوبه؟
ا.ت: بله ارباب
شوگا : استثنا امشب میتونی ...شوگا یا عشقمی چیزی صدام کنی
ا.ت : بله ..شوگا
شوگا : رسمی هم نباش
ا.ت : باشه
شوگا : خب دیگه بریم ...
فلش بک به توی ماشین :
ویو شوگا : اون خیلی خیلی زیباست میخوام برای خودم بکنمش
مایل به حمایت بیب ¿
- ۱۲.۴k
- ۲۲ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط