پارت فرشته کوچولو

پارت ۴ فرشته کوچولو

ویو ات
صبح ساعت ۸ از خواب بیدار شدم ولی کوک نزاشت برم
_بگیر بخواب ساعت ۱۰ بیدار می شی
+من خوابم نمیاد
_خوب باش
+توهم باید بیدار شی
_باش برو صبحونه درست کن منم میام
+باش
ویو ات
رفتم صبحونه درست کردم ۱۵ مین بعد کوک رو صدا زدم تا بیاد صبحونه
باهم صبحونه خوردیم و بعد من گفتم

+کوک
_جانم
+میشه امروز بریم بیرون
_باش شب میام دنبالت بریم
+باش
_ظهر میام خونه ناهار درست کن
+باش

ویو کوک
امروز کارای کمپانی کم بود به خاطر همین به ات گفتم ناهار میرم خونه شب هم میریم بیرون

ویو ات
بعد از اینکه کوک رفت گفت برای ناهار میاد ولی الان زود بود برای درست کردن برای همین تصمیم گرفت برم فیلم ببینم بعد از فیلم ساعت ۱۰ بود که رفتم غذا رو درست کردم
پرش زمانی به ساعت ۱۱
و میز رو چیدم

ویو کوک
یک ساعت بعد دیدم ساعت ۱۱ و رفتم ماشین رو روشن کردم و به سمت گل فروشی راه افتادم و برای ات یه دست گل خریدم (کسی هم نداریم برامون گل بخره)

ویو ات
صدای زنگ در اومد فهمیدم کوک رفتم در رو براش باز کردم با یه دست گل خیلی خوشگل اومده بود
_سلام
+سلام این گل چیه
_برای تو دیگه
+به چه مناسبت
_مگه حتما باید مناسبت باش که برایت گل بخرم
+خوب باش بیا تو
ویو ات
کوک رفت لباس هاش رو عوض کنه بعد اوند ناهار رو خوردیم وفیلم دیدم
شرایط=۳تا لایک۲ تا کامنت
دیدگاه ها (۴)

پارت ۵ فرشته کوچولو ویو ات ساعت ۷ شب بود که کوک بهم گفت برم ...

کپشن مهمبچه ها من تا هفته‌ی دیگه میتونم بیام چون امتحانات ما...

احساس میکنم فیک خیلی داره چرت میشه یا نظر بدین یا دیگه ادامه...

وقتی حامله بودی و اون بچه نمیخواست پارت 3ساعت10 صبح ویو نینا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط