{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

FOX

FOX
p:6

سره جاش خشکش زد بازم گیره اون ۳نفره قلدر افتاده بود حالش از قیافه اون سه نفر بهم میخورد واقعا نیاز بود انقدر بد بزنن تو ذوقش؟
دلو جرعتی پیدا کردو پا به فرار گذاشت درحالی که میدویید به سمته چپه خیابون رفت اون ۳نفر دنبالش بودنو نزدیک بود بهش برسن که مردی از پشت یقه کوک رو گرفت.
کوک ترسیده وایساد نفس نفس میزد.
به مرد نگاه کرد اوه اون راننده ی اون مرد بود که چند باری دیده بودش.
نفسه راحتی کشید.
اون ۳نفر از دور نگاهش میکردن و نمیتونستم نزدیکش بشن.
جیمین راننده تهیونگ لبخندی به اون پسر زد.
جیمین:چرا میدوییدی؟اسمت چیه پسر؟
جونگکوک نفسی گرفتو جواب داد.
کوک:اونا..اونا دنبالم بودن اسمم جونگکوکه.
جیمین نگاهی به اون طرف خیابون کردو اون ۳مرد رو دید.
اخمی به اونا کرد اون سه نفر بیخیال شدندو رفتن.
جیمین کوک رو ول کرد .
جیمین:خوشبختم منم پارک جیمین هستم شام خوردی کوک؟ببخشید انقدر صمیمی شدم ولی کوک راحت تری.
کوک لبخندی زد بلاخره میتونست یه شامه خوب بخوره.
کوک:منم جئون جونگکوک هستم خوشبختم شام نخوردم راستش با اسمی که بهم دادی راحتم منم جالبه.
جیمین به سمته رستورانه جلوشون اشاره کرد.
جیمین:پس میتونی با ما شام بخوری امشبو.لبخند
کوک شوکه شد.
ما؟
مگه کسه دیگه ای هم بود؟
نکنه همون مرد باشه؟
استرس گرفت.
....


ادامه دارد
دیدگاه ها (۲۶)

استوری درخواستی

عزیزانه گرامی فیکه جدیده تراپیستاستریتهاز فردا معرفی میکنمام...

بخدا نت ندارم فیکو بزارم

چون بعضیا منتظرم فیکو میزارم با اینکه شرط هنوز کامل نشده😟

ازدواج قرار دادی ۶۳

عشق یا ترسpart 2``روز بعد``جیمین وارد کلاس شد و روی صندلی نش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط