{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ⁶
رمان::من عاشق معلمم شدم
نویسنده::امیلی

ویو جونگکوک::بعد از اینکه درس هامو مرور کردم سرم و بالا آوردم استاد کیم رو دیدم اونم در همین لحظه سرشو بالا آورد و باهم چشم تو چشم شدیم چند ثانیه ای گذشت و من معذب شدم و سرمو آوردم پایین و شروع به جمع کردن کتابام شدم ولی هنوز نگاه خیره شو رو خودم حس می‌کردم.
خلاصه رفتم و صورت حساب و پرداخت کردم و بعد با خودم گفتم زشته اگه نرم پیشش چون به هرحال استادمه،برم یه احوالپرسی کنم و بعد برم خونه.
[هنوزم تهیونگ داره خیره به کوک نگاه میکنه]

ویو تهیونگ::
داشتم به کوک نگاه میکردم که یهو دیدم کوک داره میاد سمت میزمون، اومد و گفت
کوک:درود استاد کیم خوب هستین
تهیونگ:درودخوبم،تو چطوری جونگکوک
کوک:منم خوبم
تهیونگ:آفرین بهت کوک تحسینت میکنم
کوک:میتونم بپرسم به چه دلیل تحسینم میکنید؟
تهیونگ:به خاطر اینکه تو اینجا هم داری درس میخونی،درس هات و تموم کردی؟
کوک:سپاسگزارم بابت تحسینتون،بله تمام درس های امروز رو مرور کردم
تهیونگ :خوبه،هروقت داخل درست مشکلی داشتی از خودم بپرس.
[توجه:تهیونگ با همه ی دانش آموزاش سرده و اینطوری صحبت نمیکنه]
جونگکوک:چشم حتما ،خب اگه کار دیگه ای با من ندارید من برم
تهیونگ:نه دیگه،بدرود
جونگکوک: بدرود
دیدگاه ها (۹)

پارت⁷رمان::من عاشق معلمم شدم نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄پرش ...

پارت⁸رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄★امیل...

پارت ⁵رمان::من عاشق معلمم شدم گارسون:بلهیونگی:تو باید از اون...

پارت ⁴رمان::من عاشق معلمم شدمتهیونگ:برای این گفتم که جئون جو...

#استاد_جدید_جذاب پارت 6ویو ات:دیدم استاد جدید اومد و بلند شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط