پارت
پارت ⁴
رمان::من عاشق معلمم شدم
تهیونگ:برای این گفتم که جئون جونگکوک از ذهنم بیرون نمیاد نمیدونم چی داره که من و به خودش جذب کرده.
یونگی:جئون جونگکوک اسمشه؟
تهیونگ:آره
یونگی:منی که ۸ ساله باهات دوستم میدونم تو طی این سالها حتی اسم یکی از شاگردات رو یاد نگرفتی و یادت نمونده،ولی خب شاید عاشق شدی
تهیونگ:اگه فرد دیگه ای بود میگفتم نه بابا چه عشقی ولی این فرق داره و نمیدونم که حسم نسبت بهش چیه
یونگی:منکه میگم تو عاشق شدی،ولی خب دیگه ولش کن بعدا معلوم میشه
تهیونگ:آره با گذر زمان همه چی مشخص میشه،.ببین الان یه چی میگم خوب گوش کن
یونگی :باشه بگو
تهیونگ:من به گارسون پول میدم که یه جوری از جونگکوک عکس و فیلم بگیره
یونگی:باشه
تهیونگ :ولی تو باید بری و اینکارو حل کنی منم هرچقدر پول بخواد بهش میدم .
(یونگی پاشد رفت تا با گارسون حرف بزنه)
یونگی:هی،گارسون بیا اینجا
گارسون:بله قربان
یونگی:میخوای در ازای یه کار کوچیک پول بگیری
گارسون:چ..چه کاری؟فقط کار خلاف نباشه
یونگی:نترس کار خلاف نیست،اونجارو ببین
(جونگکوک رو نشون داد)
یونگی:دیدیش؟
گارسون:
رمان::من عاشق معلمم شدم
تهیونگ:برای این گفتم که جئون جونگکوک از ذهنم بیرون نمیاد نمیدونم چی داره که من و به خودش جذب کرده.
یونگی:جئون جونگکوک اسمشه؟
تهیونگ:آره
یونگی:منی که ۸ ساله باهات دوستم میدونم تو طی این سالها حتی اسم یکی از شاگردات رو یاد نگرفتی و یادت نمونده،ولی خب شاید عاشق شدی
تهیونگ:اگه فرد دیگه ای بود میگفتم نه بابا چه عشقی ولی این فرق داره و نمیدونم که حسم نسبت بهش چیه
یونگی:منکه میگم تو عاشق شدی،ولی خب دیگه ولش کن بعدا معلوم میشه
تهیونگ:آره با گذر زمان همه چی مشخص میشه،.ببین الان یه چی میگم خوب گوش کن
یونگی :باشه بگو
تهیونگ:من به گارسون پول میدم که یه جوری از جونگکوک عکس و فیلم بگیره
یونگی:باشه
تهیونگ :ولی تو باید بری و اینکارو حل کنی منم هرچقدر پول بخواد بهش میدم .
(یونگی پاشد رفت تا با گارسون حرف بزنه)
یونگی:هی،گارسون بیا اینجا
گارسون:بله قربان
یونگی:میخوای در ازای یه کار کوچیک پول بگیری
گارسون:چ..چه کاری؟فقط کار خلاف نباشه
یونگی:نترس کار خلاف نیست،اونجارو ببین
(جونگکوک رو نشون داد)
یونگی:دیدیش؟
گارسون:
- ۳.۷k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط