در زمان قدیم، مردی هوس باز روزی متوجه شد که با هر زنی که
در زمان قدیم، مردی هوس باز روزی متوجه شد که با هر زنی که هم بستر میشود، بخت آن زن باز میشود.
کم کم آوازه اش میان دختران مجرد شهر پخش شد، بسیاری حاضر میشدند برای گشایش بخت خود تن به رابطه با وی دهند و او لذت میبرد.
روزی دختری به ملاقات او رفت، و برای هم بستر شدن با وی شرط عجیبی گذاشت، گفت که من با تو هم بستر میشوم به شرط آنکه.... قبل از اینکه شرطش را بگوید مرد از او خواست سکوت کند و محل را ترک کند.
مرد داستان، به او دلداده بود و اگر با او رابطه برقرار میکرد، طبق پیش بینی بخت آن زن باز میشد
منزوی و گوشه گیر شد، تا روزی دختر دوباره برای ملاقاتش آمد، و گفت: شرط من برای با هم بودنمان این بود که با هم ازدواج کنیم
من مدتهاست که دوستت دارم و روابط تو با دیگران، مرا آزرده خاطر میکرد...
آری بخت مرد همان کسی بود که از خوابیدن با او دوری میکرد.... حقایق گاهی کنار ما هستند و ما آنها را نمیبینیم...
کم کم آوازه اش میان دختران مجرد شهر پخش شد، بسیاری حاضر میشدند برای گشایش بخت خود تن به رابطه با وی دهند و او لذت میبرد.
روزی دختری به ملاقات او رفت، و برای هم بستر شدن با وی شرط عجیبی گذاشت، گفت که من با تو هم بستر میشوم به شرط آنکه.... قبل از اینکه شرطش را بگوید مرد از او خواست سکوت کند و محل را ترک کند.
مرد داستان، به او دلداده بود و اگر با او رابطه برقرار میکرد، طبق پیش بینی بخت آن زن باز میشد
منزوی و گوشه گیر شد، تا روزی دختر دوباره برای ملاقاتش آمد، و گفت: شرط من برای با هم بودنمان این بود که با هم ازدواج کنیم
من مدتهاست که دوستت دارم و روابط تو با دیگران، مرا آزرده خاطر میکرد...
آری بخت مرد همان کسی بود که از خوابیدن با او دوری میکرد.... حقایق گاهی کنار ما هستند و ما آنها را نمیبینیم...
- ۲.۹k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط