{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار پنجره نشسته بود و به فنجون قهوه ے توے دستش خیره شده

کنار پنجره نشسته بود و به فنجون قهوه ے توے دستش خیره شده بود.
بهش گفتم غرقی رفیقم !!!
گفت میدونی چیه بعضی ادما اونقدر با تنهاییاشون خو گرفتن که نمیتونن ازش جدا بشن. ینی حتی اگر م بخوان نمیشه
مثلا اگه یکے تو این تنهاییاش بشه دنیاے یکے بشه زندگے یکے بازم بعضی وقتا حس مے کنه خیلے تنهاس
+ولی بعضیا از تنهایی ام خسته میشن یه وقتایی
_شاید اره شاید نه
_من یکیو میشناسم که هنوز خودشو توتنهاییاش بغل میکنه
با وجود این که زندگے یه نفره
با وجود این که دنیاے یه نفره...

#بهارم
دیدگاه ها (۴)

_اگه‌ یه‌ ماهی‌ باشی‌ و‌ توی‌ تور صیاد گیر‌ بیوفتی،تو چیکار ...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

خیلی خب! الان دیگه وقت رمان نویسیه.

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

contact 🍷#contract𝑃𝑇9ویو هویج:صدای شکستن فنجون هنوز توی سالن...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 67دختر با خودش کلنجا...

خودکار ابری

خوشگل پسرا خودشونو معرفی کردن❤️🎀🦊: بچه‌ها، تا حالا ویدیوهای ...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط