{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح زلال چون آب گوارای چشمه ها از کرانه خاور بر می تراود

صبح زلال چون آب گوارای چشمه ها از کرانه خاور بر می تراود و روشنایی نیلگون خود را بر زمین می پاشاند.
اهل بیابان چنین هوایی را گرگ و میش می نامند.
روشن اما وهم آلود و سایه وش است...
نقرآبی است که دمادم رنگ می بازد و به شیر گونگی می گراید.
پرتو انبوهش را به جان تیرگی نشانه میرود... زاده می شود کودک صبح...

زیرا همیشه بهانه های برای زندگی هست...

درووود و صبح بخیر
اولین روز زمستان به نیکی و شادی...
دیدگاه ها (۲۲)

گم شدن در کوچه های بی کسی ...حقم نبودوای این دلشوره ها ...دل...

. عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدار...

لبِ پنجــرهمیزِ صبحانه ی تک نفره ی من است ؛هر صبحبا تکّـه ای...

تـــا دل نشود عاشقدیـــوانــــه نمی گردد.تــــا نگذرد از تن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط