{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میزبان سخاوتمند ؛

میزبان سخاوتمند ؛

چند نفر به دیدار مردی که به برخورد خوب معروف بود رفتند.
مرد سر و چشم آنان را بوسید و آنان را در اتاق زیبایی نشاند.
مهمان‌ها منتظر پذیرایی بودند اما مرد تا شب فقط با آنان گفت و شنود داشت. فردا میزبان پارچه‌ای برداشت تا کفش‌های مهمان‌ها را تمیز کند.
در اینجا بود که یکی از مهمانان دستمال را از او گرفت و گفت: ای کاش به جای تمیز کردن کفش، آن را بر سرِ ما می‌زدی ولی در عوض از ما پذیرایی می‌کردی!
به خدمت منه دست بر کفش من،
مرا نان ده و کفش بر سر بزن
کرامت جوانمردی و نان دهی است، مقالات بیهوده طبل تهی است


بوستان سعدی، برگردان به نثر از اسماعیل فریدونی
دیدگاه ها (۱)

مهمان#سفرهٔ مرد#مردانمهمانِ سفرهٔ مردِ مردان...✨ «مهمانِ سفر...

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

۱۳. مدیرِ بی‌کفایت، مصونیتِ آهنین ندارد؛ تراز، حسابِ خسارت ر...

﹘✿゙ ៸ ៸ թ𝚛𝚒𝚗᪲𝚌𝚎𝚜𝚜 ୄୱ 🌸𝆹𝅥‌  ‌ ‌ ‌  ‌  ‌تمام...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

چی شد که روسریت افتاد چرا موهاتو وا کردیبگو زیبای مو وحشی وا...

😆😂#بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پروانه #دانیال_پورصباح #ع...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

#تکست_گرافی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط