. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁹ .
.
کوک که تعجب کرده بود ولی به روی خودش نیورد ساکت شد و بچه ها هم از اتاف رفتن بجز یونگی و بونجون که هیون و جیهوپ هم بهشون اضافه شد .
.
.
.
* دارن چی میگن دوساعته
+ فک کنم ماموریته
× ععععع تهیونگگگگگ
+ چته جیمی
×با کوک اوکی شدیییی
♡ راست میگه بی فانوس
+ حیح
* صحنشون خیلی رمانتیک بود
+ لاشی دید میزدی
* جان ارواحم یهویی شد
بعد کلی بحث رفتن حیاط برای شام که از ناکجا آباد بک سو هو پیداش شد و چا وو مین پنیک کرد
+ اوه یکی اینجا بد پنیک کردهههههه
* خفه شو تهیونگ
♡ بچه هااااا
× چتههههه
♡ آبمیوه میخوامممم
* بیا اینم آرمش شروع شد 🤣
♡ مرزززز
تهیونگ لیوانی پر از آب پرتغال کرد و رفت سمت بومگیو
+ بفرما
♡ ته ته عاشقتم
.
.
.
جونگ کوک به هوپ و هیون گفت برن و الان بک سو هو وارد اتاق شد و روی صندلی نزدیک به تخت نشست
÷ سو هو وضعیت کوک چطوره
☆ سوهو چرا جواب نمیدی
٪ جونگکوک وضعیت اعتمادش بهتر شده ولی اختلال حس و ... تغییری نکرده
_ چرا اون وقت
٪ دارو های دوز بالا مصرف میکنی
_ یعنی چی
٪ دوزشون و بیار پایین
_ امکان نداره
☆ چراااا
_ امکان داره به ته اسیب بزنم
٪ با درمان نشدن هم امکان داره از دستش بدی
_ ولی
٪ ولی نداریم جئون وقتشه به اون ماهی تبدیل شی که شبشو روشن میکنه نه اینکه با رفتن خورشیدش کلا از بین بره
....
بک سوهو همراه به یونجون اومدن سر میز و بک سو هو کنار چا وو مین نشست و اون آلفای بدبخت هم بین دنیای مردگان و زنده ها بود ولی غافل از اینکه بک سوهو هنوز نمیدونه جفتن .
جیمین که داشت تیکه پیتزا برای خودش برمیداشت و وقتی که نشست روی صندلی آماده خوردن شه از رو صندلی کپ شد زمین
× ععععععع
* وایییی جیمین تو دودقیفه عین آدم رو صندلی نمیتونی بشینی
× زاییدمت کمرم گمشو بلندم کنینننن
تهیونگ خودش و زد به اون راه بومگیو زده بود زیر خنده بک سو هو هم ریز میخندید و دل وو براش غش میدم یونجون که شک شده و الان هم وو رفت جیمین بلند کنه
......................
سلام سلام
این پارت و قست نداشتم بزارممممم ولی برای مردم آزاری گذاشتم دلیلش هم اینه
@vkoovkook
خب خب بچه خوب بدو برو مشق زبانتو بنویس من خودمم باید برم بنویسم بدو بدو نزن زیرش
𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁹ .
.
کوک که تعجب کرده بود ولی به روی خودش نیورد ساکت شد و بچه ها هم از اتاف رفتن بجز یونگی و بونجون که هیون و جیهوپ هم بهشون اضافه شد .
.
.
.
* دارن چی میگن دوساعته
+ فک کنم ماموریته
× ععععع تهیونگگگگگ
+ چته جیمی
×با کوک اوکی شدیییی
♡ راست میگه بی فانوس
+ حیح
* صحنشون خیلی رمانتیک بود
+ لاشی دید میزدی
* جان ارواحم یهویی شد
بعد کلی بحث رفتن حیاط برای شام که از ناکجا آباد بک سو هو پیداش شد و چا وو مین پنیک کرد
+ اوه یکی اینجا بد پنیک کردهههههه
* خفه شو تهیونگ
♡ بچه هااااا
× چتههههه
♡ آبمیوه میخوامممم
* بیا اینم آرمش شروع شد 🤣
♡ مرزززز
تهیونگ لیوانی پر از آب پرتغال کرد و رفت سمت بومگیو
+ بفرما
♡ ته ته عاشقتم
.
.
.
جونگ کوک به هوپ و هیون گفت برن و الان بک سو هو وارد اتاق شد و روی صندلی نزدیک به تخت نشست
÷ سو هو وضعیت کوک چطوره
☆ سوهو چرا جواب نمیدی
٪ جونگکوک وضعیت اعتمادش بهتر شده ولی اختلال حس و ... تغییری نکرده
_ چرا اون وقت
٪ دارو های دوز بالا مصرف میکنی
_ یعنی چی
٪ دوزشون و بیار پایین
_ امکان نداره
☆ چراااا
_ امکان داره به ته اسیب بزنم
٪ با درمان نشدن هم امکان داره از دستش بدی
_ ولی
٪ ولی نداریم جئون وقتشه به اون ماهی تبدیل شی که شبشو روشن میکنه نه اینکه با رفتن خورشیدش کلا از بین بره
....
بک سوهو همراه به یونجون اومدن سر میز و بک سو هو کنار چا وو مین نشست و اون آلفای بدبخت هم بین دنیای مردگان و زنده ها بود ولی غافل از اینکه بک سوهو هنوز نمیدونه جفتن .
جیمین که داشت تیکه پیتزا برای خودش برمیداشت و وقتی که نشست روی صندلی آماده خوردن شه از رو صندلی کپ شد زمین
× ععععععع
* وایییی جیمین تو دودقیفه عین آدم رو صندلی نمیتونی بشینی
× زاییدمت کمرم گمشو بلندم کنینننن
تهیونگ خودش و زد به اون راه بومگیو زده بود زیر خنده بک سو هو هم ریز میخندید و دل وو براش غش میدم یونجون که شک شده و الان هم وو رفت جیمین بلند کنه
......................
سلام سلام
این پارت و قست نداشتم بزارممممم ولی برای مردم آزاری گذاشتم دلیلش هم اینه
@vkoovkook
خب خب بچه خوب بدو برو مشق زبانتو بنویس من خودمم باید برم بنویسم بدو بدو نزن زیرش
- ۴۰۹
- ۳۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط