{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁸ .
.
+ جونگکوک اعتماد کردم نابودم نکن
_ نگرانش نباش خورشیده من
بعد پیشونیش و چسبوند به پیشونیه تهیونگ غافل از اینکه کسی یواشکی داشت نگاهشون میکرد ولی اون شخص نه چا وو مین نه جیمین نه بومگیو اون شخص ناشناس کی بود سر تا پا مشکی همراه با ماسک مشکی روی صورتش چرا اون تو رو دید میزد قستش چی بود چرا انقدر با نفرت اون دو رو دید میزد ادن مرد کی بود ؟

.
.
.
چا وو مین که انگار شکست عشقی خورده ها داشت قدم میزد اون دو رو دید و پشماش ریخته بود که چساش به اون مرد خورد و چون بنظرش مشکوک بود بیشتر دقت کرد به یهو چاقوی توی دستاش و دید و خودش و سریع به تهیونگ و جونگکوک رسوند اون دو که از وجود یهویی وو سک سده بودن و کوک عصبی برای بهم ریختن صحنه رمانتیکشون گفت
_ نمیشد مزاحم نشی ؟؟؟
* ایشش ساکت بگو ضایع نکن یه مرد پشت اون درخته هست چاقو دستشه از سرتا پا مشکی پوشیده
+ وو باز
_ نه جدیم لعنتی
+ کد
* جون همونی که میدونی
+ زاییدمت
_ چیشد
+ راست میگه
_ چا وو مین همین الان ته رو از اینجا ببر
*+ چی
_ وو حدفش تهیونگه اگه نمیخوای بلایی یرش بیاد سریع برین
+ نه نه
وو تهیونگ و انداخت روی کولش و تهیونگ داد میزد و دست و پا که اون مرد به سمتشون حمله ور شد که کوک اون با به حرکت خوابوند روی زمین و الان ته و وو اونجا نبوده بقیه نمیزاشتن ته برگرده و تا یونجون و یونگی خواستن بدن پیش کوک صدای تفنگ اومد تهیونگ نابود شد تو ذهنش فقط جونگکوک بود که نکنه بلایی سرش اومده باشه داست نابود میشده اشکاش سرازیر شده بود و سریع به سمت صدا دوید و وقتی کوک و با دستای آغشته به خون دید دنیا رو سرش خراب شد و سمت کوک دوید و روی زمین نشست کوک و بغل کرد کوک که با دیدن اشکای ته خشمش فوران کرده بود و دیگه درد دستش براش اهمیت نداشت ته رو به خودش فشورد و گفت
_ خورشیدم مگه نگفتم نیا ها
+ کوک هق .. هق . دستش هق .. هق
_ دست من به گور سیاه فقط تو اشک نریز
+ با..ش بب.بریم درمانگاه
.
.
.
تیر وارد دست کوک نشده بود و فقط خراش انداخته بود و خراش نیازی به بخیه نداشت و پانسمان شد فقط و الان کوک و ته تنها پیش هم بودن
کوک رو به ته کرد و با لحن شیطنت آمیز گفت
_ ترسیدیا
+ نه په خوشحال شدم دیونه
کوک خنده ریزی کرد ودستاشو از هم فاصله داد و گفت
_ بیا بغلم ببر وحشیه من
+ جانم ببر وحشی
_ آره
+ عع چشم خرگوش کوچولو
_ خرگوش ؟؟؟
+ آره خرگوش
_بیا اینجا کوچولو
ته رفت تو بعد کوک که چنددیقه بعد سرو کله وو جیمی بومگیو یونجون یونگی پیدا شد
* چشم و دلم روشن ته
+ زهر
* کوفت
+ مرز
* درد
× عععع بسته تا فردا بخدا ادامه میدین
* شک نکن
× فرمانده تسلیت میکم
♡ تسلیت ؟؟؟
× خب زخمی شده دیگه
* دیونه زخمی شده نمرده کهههه
+ جیمی تو چندسالته
× عععع په چی میگن
♡ بلا به دور جونگکوک هیونگ این روانی رو ول کن بلا بدور و خواهشا نمیر که ته کون همه مارو میزاره با عرض تاسف
_ شپا همیشه انقدر درام و اکشن کمدی دارین ؟؟
* عام اینا فرار کرده از پخش مهم تیمارستان هستن
+ توهم سرگروه
_ شما دوتا چقدر باهم لجین چطور رل بودین
* عام برا سرگدمی و سر یه ماموریت

________________

فک کنم برگشتم اگه ویس دوبهره اهم نشه 😭😭
دیدگاه ها (۱۷)

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁷ . . _ آسم...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁶ . .× مرز ...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.¹¹ . .تصویر...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁴ . .* بلخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط