{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مینویسم،مینویسم از تو

مینویسم،مینویسم از تو
تا تن کاغذ من جا دارد...

با تو از حادثه ها خواهم گفت
گریه این گریه اگر بگذارد
به خدا گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد
با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج ازل کافی نیست
با تو از اوج غزل خواهم گفت

مینویسم،همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ، به آرامش دریا برسی
تا تو از همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق، تو تنها برسی

مینویسم،مینویسم از تو
تا تن کاغذ من جا دارد...

مینویسم همه ی با تو نبودن هارا
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی ها باشی
تا مرا باز به دیدار خودِ من ببری

مینویسم،مینویسم از تو
تا تن کاغذ من جا دارد

تو اینجا نیستی و از چشمان من
هر روز
ابر و غبار حادثه
می بارد
اگر آمدی
چتر گیسوانم یادت نرود
دیدگاه ها (۱)

گاهی دلم می خواست تو را ببینم ام تو در کنارم بودی و نفس هایت...

بازم سکوت میکنم 😐 😕

چه ساده عادت جای تمام نداشتنهایم را پر کرد...چه ساده خوگرفته...

‌میخواهم بدانم؛میتوانی حس کنیوقتی مدام به تو فکر میکنم؟

عاشقانه های شبنم روانشناسی رابطه

love in the dark

بین دو دنیا p13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط