خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیست
خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیست
هر کس که خاک پای علی نیست، مرد نیست
یک شب میان صحن نجف داد میزدم
گشتم نبود بهتر از اینجا، نگرد نیست
باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد بشر نیست که قرآن بنویسد
کشکول گدایی که به سمت تو دراز است
دستان قنوتی ست که در حال نماز است
سمت حرم توست دلم باز روانه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
قدری به من خسته بهایی بده مولا
ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا
آن چیست که در حج و طواف است نشانه ست
مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه ست
احمد به خدا غیر علی یار نمی خواست
پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست
رفتند به بی راهه و خوردند به بن بست
تا بوده علی بوده و تا هست علی هست
بر اسب سوار است قیامت شده بر پا
دشمن به فرار است از این حالت مولا
شمشیر کشیده ست که لشگر بگشاید
باید برود یک تنه خیبر بگشاید
یا قادر و یا قاهر و یا فاتح و یا هو
ایک جرأت و این هیبت و این قدرت بازو
مخصوص علی هست، علی شیر خداوند
آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند
از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد
با خشم علی هر که در افتاد ور افتاد
هر کس که خاک پای علی نیست، مرد نیست
یک شب میان صحن نجف داد میزدم
گشتم نبود بهتر از اینجا، نگرد نیست
باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد بشر نیست که قرآن بنویسد
کشکول گدایی که به سمت تو دراز است
دستان قنوتی ست که در حال نماز است
سمت حرم توست دلم باز روانه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
قدری به من خسته بهایی بده مولا
ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا
آن چیست که در حج و طواف است نشانه ست
مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه ست
احمد به خدا غیر علی یار نمی خواست
پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست
رفتند به بی راهه و خوردند به بن بست
تا بوده علی بوده و تا هست علی هست
بر اسب سوار است قیامت شده بر پا
دشمن به فرار است از این حالت مولا
شمشیر کشیده ست که لشگر بگشاید
باید برود یک تنه خیبر بگشاید
یا قادر و یا قاهر و یا فاتح و یا هو
ایک جرأت و این هیبت و این قدرت بازو
مخصوص علی هست، علی شیر خداوند
آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند
از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد
با خشم علی هر که در افتاد ور افتاد
- ۲.۶k
- ۰۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط