{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوانمت...

میخوانمت...
به طعم بوسه های باران
بر حریر آبی عشق

و نقش میزنم نگاهت را
بر تندیس بیقرار دل...

هر صبح...
رویای شبانه ام لطافت واژگان توست
که میبارد بر شروع فصلهای تنهایی...

که شاید آسمان سهم مرا باران بیدار کند
در حوالی چشمهای آشنایت...

شاید کمی مرا نیز بخوانی
به لطافت باران عشق...
دیدگاه ها (۱)

آغوش تو که باشد خواب دیگر بهانه ایی برای خستگی نیست..... و ت...

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کندگر نباشی در وجودم ...

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب رامی جویمت چنانکه لب تشنه آب ر...

چه کیفی داردکسی باشدکه وقتی نام کوچکت رااز ته دل صدا می زندل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط