دیشب به یاد چشم هایت گریه کردم
دیشب به یاد چشم هایت گریه کردم
دیدم چو خالی بود جایت ، گریه کردم
شاید خدا این گونه می خواهد برایم
بستم لبم را از شکایت ، گریه کردم
در ذهن بی تابم چو حک شد نقش چشمت
من تا خدا ، تا بی نهایت ، گریه کردم
ما چون دو مرغ عشق با هم عهد بستیم
ای جفت عاشق ، در هوایت گریه کردم
من دوستت دارم ، گواه عشقم این است
دیدم چو سیل اشک هایت ، گریه کردم
مرغ شب از دلتنگی مهتاب افسرد
وقتی شنیدم این روایت ، گریه کردم
آئینه از اندوه من چون ابر بارید
تنها نه او ، من هم برایت گریه کردم
دیدم چو خالی بود جایت ، گریه کردم
شاید خدا این گونه می خواهد برایم
بستم لبم را از شکایت ، گریه کردم
در ذهن بی تابم چو حک شد نقش چشمت
من تا خدا ، تا بی نهایت ، گریه کردم
ما چون دو مرغ عشق با هم عهد بستیم
ای جفت عاشق ، در هوایت گریه کردم
من دوستت دارم ، گواه عشقم این است
دیدم چو سیل اشک هایت ، گریه کردم
مرغ شب از دلتنگی مهتاب افسرد
وقتی شنیدم این روایت ، گریه کردم
آئینه از اندوه من چون ابر بارید
تنها نه او ، من هم برایت گریه کردم
- ۳.۶k
- ۲۹ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط