{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
من کنونی من
آغاز شد در جاذبه ی سیاهچال دستانت
و گرفتار شد
در تقابل با نگاهی
که سرمه نمی خواست
نگاهی که ساده و بی آرایش بود
و مرا می خواند به عشق
به دوست داشتن
به موجودی دیگر گونه بودن

نازنینم،
زمان در سرانگشتان قدرتمند تو
بازیچه ای است
تو آن را خدای گونه ساختی
تا دور بودن را بفهم
....
شعر از "جواد شوشتری"
...
دیدگاه ها (۱)

زن است دیگرحسش راباموهایش نشان میدهدحالش خوب باشدموهایش راره...

هر کسی ب طریقی خودکشی میکنه و انتخاب روش خودکشی منحصر ب خودش...

'ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم از جام می عشق تو دیو...

اشک های گستاخ !گونه های من جای لیز خوردن نیستندآرامش صورتم ر...

بالاخره چپتر دوم، حیف نمیشه برم رو wattpad و Quotev هم پست ک...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط