{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی پر دردسر

زندگی پر دردسر
پارت ۲۵

ری: این کلاس خیلی قشنگن ممنون
ریوکی: از نظر من هم خیلی خوشگلن
ری: سلیقه خوبی داری ریوکی
ریوکی: این انتخاب من نبوده این گل ها رو شوتو انتخاب کرده

ری به شوتو نگاه می‌کنه و لبخند می‌زنه: شوتو واقعاً بهترین انتخاب ها رو داره (با منظور اگه منظورش رو فهمیدی کامنت کن)

همین جوری باهم حرف می زدن که دکتر وارد اتاق ری شد

دکتر: ببخشید ولی وقت ملاقات تموم شده دیگه باید برید
شوتو: باشه ممنون از لطفتون
دکتر لبخند میزند 😊

ویو ریوکی

امروز انگار حال شوتو با بقیه روز ها فرق داره خوشحالم که می‌بینم می‌خنده ( احساس می‌کنم ریوکی پسره شوتو دختر🗿 )

ریوکی: تودوروکی چیزی شده ( یا خدا دنیا به آخر رسیده ریوکی به جای شوتو گفت تودوروکی🗿×۲ )
تودوروکی: نه چیزی نشده
ریوکی: به من بگو من که می‌دونم یه چیزی هست 😏 نگران نباش به کسی چیزی نمی‌گم
تودوروکی: دِ میگم چیزی نشده( عصبی شد 🗿×۳ )
ریوکی: اصلا من قهرم
شوتو: چی شد؟😐


جلو تر از شوتو راه رفتم که یکی صدام زد
؟؟؟: ریوکی خودتی؟

و کرم نویسنده رو گرفته و ول نمی کنه 🪱
اینم پارت خدمت شما😁
شرایط پارت بعد:
۷ لایک✅
۲۳ کامنت ( بازم میگم احساس می‌کنم تعداد کامنتا باید بالای ۱۰۰ باشه🗿×۴ )
اسمم رو هم حدس بزنید دوست دارم😂
حمایت نکنی هم خون کیساکی و چیساکی هستی
دیدگاه ها (۲۹)

زندگی پردردسر پارت ۲۶ریوکی برگشت و به پشت سرش نگاه کرد و یه ...

زندگی پردردسر

ماجرا های ریوکی در UA پارت دوم بهم گفتین اگه ادامه داره بنوی...

زندگی پردردسر پارت ۲۴خب دوستان تو این پارت می خوام به یه سری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط