{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

شب مانده از تو باشد تاریکی فشرده

کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو

شادی چرا رمیده آتش چرا فسرده

رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی

چشمان مهربانش یک قطره ناسترده

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

می رفت گرد راهش از دود آه تیره

نیلو فرانه در باد پیچیده تاب خورده

سودای همرهی را گیسو به باد دادی

رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده

سیمین_بهبهانی
دیدگاه ها (۲)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبردهشب مانده است وبا شب تاریک...

رفت آن سوار کولی ! با خود تو را نبرده ....شب مانده است و با ...

رفت آن سوار کولی باخود تورا نبردهشب مانده است و باشب تاریکی ...

رفت آن سوار، کولی! با خود تو را نبرده!شب مانده است و با شب، ...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده، شب مانده است و با شب، ت...

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبردهشب مانده است و با شب، تار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط