{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز به خیال تو چنین خوار نبودم در حسرت عشق

هرگز به خیال تو چنین خوار نبودم در حسرت عشق تو گرفتار نبودم.

چون بلبل عاشق به گل از خویش براندیم در منزل عشق تو مگر یار نبودم.

با مستی تو مست شدم لحظه به لحظه افسوس از آن روز که هوشیارنبودم.

عمری است که دانی به هوای تو وعشقت یک لحظه به فکردل ودلدار نبودم.

افسون نگاه تو چنان شعله به دل زد گویی که من از روز عزل یارنبودم.

با این دل شیدا که شده مست نگاهت از دست و دلت لایق آن یار نبودم .

امروز اگر گرمی دستان تو می بود آشفته هر برزن وبازار نبودم.
دیدگاه ها (۱)

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۴: وقتی صبر پادشاه تموم شداتاق هنوز بوی ت...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

رویش عشق سر آغاز کتاب من و توست گوش کن ، این صدای دل یک بلبل...

رویش عشق سر آغاز کتاب من و توست گوش کناین صدای دل یک بلبل مس...

رویش عشق سر آغاز کتاب من و توست گوش کناین صدای دل یک بلبل مس...

رويش عشق سر آغاز کتاب من و توست  گوش کن اين صداي دل يک بلبل ...

رویش عشق سر آغاز کتاب من و توست گوش کناین صدای دلِ یک بلبلِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط