حلالم کن همین حالا که دارم میرم از دستت

.
.
حلالم کن همین حالا که دارم میرم از دستت
ببین جونی نمونده که گروگان باشه تو دستت
حلالم کن میرم کم‌ شم نباشم توی آینده ام
با اینکه اشکیه چشمام دارم فردا رو میخندم
سبک‌تر از خیالاتم کمی سنگینتر از دیروز
یه چیزی تو دلم مونده نمی‌گم تا نشه پاسوز
حلالم کن به جرمی که شاید هرگز نداشتم پات
شاید پیمانی نشکستم نشوندم دیگری رو جات
میرم امروزمم رد شد دیگه فردا نمی‌مونه
چی تو قلبت ازم مونده بگو بم باز دیوونه...!!!
.
.
ترانه از
محمد اکبرجانی
.
🎀🎀🎀
دیدگاه ها (۰)

..همش حرفهای تکراری نوشتی تو برام بازمشدم اون ناشناسی که تو ...

..سختم شده از بس تو که باور نکردی که من ومن ضربه ها خوردم از...

وانشات اینوماک//پارت ۵

رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط