پارت
پارت 11
ویو این یوپ:
از یه طرف خیلی خوشحال بودم که داریم با ات میریم که فردا عقد کنیم از یه طرف هم ناراحت به خاطر ات
(تو ماشین)
این یوپ:ات از کاری که داری میکنی مطمئنی؟
ات:آره چطور؟
این یوپ:هیچی همینجوری
ویو ات :انقدر خسته بودم توی ماشین خوابم برد وقتی از خواب بیدار شدم روی تخت تو بغل این یوپ بودم
این یوپ:بیدار شدی بیبی
ات: آره
این یوپ:میدونستی ساعت چنده:
ات:نه
این یوپ:۳ شبه تو از ساعت ۷ که رسیدیم اینجا تا الان خوابی
ات:وای فردا باید صبح زود بیدار بشیم لباس هارو اتو نکردم هیچی برای فردا مدارک اینا رو آماده نکردم
اینم بخش دوم پارت1۱
ویو این یوپ:کلی مشروب خوردیم و مست بودیم ات توی بغلم با یه جام شراب بود که اونو از دستش گرفتم با ما خودم گذاشتم رو میز
این یوپ:حالا ددی میخواد وارد عمل بشه
ات:منم بدم نمیاد اولین شب اینجوری شروع بشه
ویو این یوپ: از لب ات شروع کردم محکم اون رو می مکیدم خیلی کیف میداد کل بدنش رو بوسه بارون کردم
ات:ددی کی میخوای بری سراغ اصل کاری
این یوپ:وایسا لباست رو پاره کنم
ویو ات:
وقتی داشت لباسم رو پاره میکرد حوله دور کمرش رو باز کردم و با چیز کی ام چیزه کییی آها نه با یچیزی مواجه شدم(خب مگه مغز کثیف ندارین خودتون همینو کامل کنین)
این یوپ:بیبی تاحالا انقدر با حس بدنتو لمس نکردم
ات:چرا فقط دامنم رو در آوردی سوتین هم در بیار
این یوپ:اونو به موقع در میارم
ویو این یوپ:
بدن ات مثل شیشه بلورین و صاف بود کل بدنش (توجه حتی اونجاش) رو لیس زدم و بوس کردم
ات:(نالههه)آه حح آه ددی نمیتونم. سریع انجام بده
این یوپ:بیبی وایسا دارم تنظیم میکنم
ویو این یوپ:
در حال تنظیم کردم بودم و مالش ات ناله های لذت بخشی میکرد که یهو وارد کردم و جیغ بلندی زد
این یوپ:بیا اینم از چیزی که منتظرش بودی در نظر داشته باش فقط قدم بلند نیست
ات:(جیغ)آححح ددی محکم تر سریع
ویو این یوپ: در حال تلمبه زدن بودم که ات گفت تو دراز بکش من انجام بدم
ات:ددی دراز بکش من انجام میدم
ایین یوپ:بیبی سریع انجام بده
ویو این یوپ :
درسته سرعت ات به اندازه من نبود ولی وقتی بالا پایین میشد سینه هاش توی سوتین تکون میخورد بهش گفتم یه لحظه وایسه تا سوتین رو در بیارم
این یوپ:بیبی یه لحظه وایسا بشین روم
ات:باش
ویو ات:این یوپ میخواست سوتین منو در بیاره که نشستم روی**که یهو تا ته رفت تو
ات:آحححح
این یوپ:بیبی کارت درسته فقط به جای جیغ زدن و ناله های ریز ناله های بلند میخوام
ات:ددی تازه داره شروع میشه
ویو ات:
ازش در اومدم شروع کردم به خوردنش اونم سینه های منو توی دستش داشت و فشار میداد و با نوکش بازی میکرد
ات:عاحح ددی چه خوشمزست
این یوپ:بسه دیگه دراز بکش کنارم
ات:چرا؟
ویو این یوپ:
از یه طرف خیلی خوشحال بودم که داریم با ات میریم که فردا عقد کنیم از یه طرف هم ناراحت به خاطر ات
(تو ماشین)
این یوپ:ات از کاری که داری میکنی مطمئنی؟
ات:آره چطور؟
این یوپ:هیچی همینجوری
ویو ات :انقدر خسته بودم توی ماشین خوابم برد وقتی از خواب بیدار شدم روی تخت تو بغل این یوپ بودم
این یوپ:بیدار شدی بیبی
ات: آره
این یوپ:میدونستی ساعت چنده:
ات:نه
این یوپ:۳ شبه تو از ساعت ۷ که رسیدیم اینجا تا الان خوابی
ات:وای فردا باید صبح زود بیدار بشیم لباس هارو اتو نکردم هیچی برای فردا مدارک اینا رو آماده نکردم
اینم بخش دوم پارت1۱
ویو این یوپ:کلی مشروب خوردیم و مست بودیم ات توی بغلم با یه جام شراب بود که اونو از دستش گرفتم با ما خودم گذاشتم رو میز
این یوپ:حالا ددی میخواد وارد عمل بشه
ات:منم بدم نمیاد اولین شب اینجوری شروع بشه
ویو این یوپ: از لب ات شروع کردم محکم اون رو می مکیدم خیلی کیف میداد کل بدنش رو بوسه بارون کردم
ات:ددی کی میخوای بری سراغ اصل کاری
این یوپ:وایسا لباست رو پاره کنم
ویو ات:
وقتی داشت لباسم رو پاره میکرد حوله دور کمرش رو باز کردم و با چیز کی ام چیزه کییی آها نه با یچیزی مواجه شدم(خب مگه مغز کثیف ندارین خودتون همینو کامل کنین)
این یوپ:بیبی تاحالا انقدر با حس بدنتو لمس نکردم
ات:چرا فقط دامنم رو در آوردی سوتین هم در بیار
این یوپ:اونو به موقع در میارم
ویو این یوپ:
بدن ات مثل شیشه بلورین و صاف بود کل بدنش (توجه حتی اونجاش) رو لیس زدم و بوس کردم
ات:(نالههه)آه حح آه ددی نمیتونم. سریع انجام بده
این یوپ:بیبی وایسا دارم تنظیم میکنم
ویو این یوپ:
در حال تنظیم کردم بودم و مالش ات ناله های لذت بخشی میکرد که یهو وارد کردم و جیغ بلندی زد
این یوپ:بیا اینم از چیزی که منتظرش بودی در نظر داشته باش فقط قدم بلند نیست
ات:(جیغ)آححح ددی محکم تر سریع
ویو این یوپ: در حال تلمبه زدن بودم که ات گفت تو دراز بکش من انجام بدم
ات:ددی دراز بکش من انجام میدم
ایین یوپ:بیبی سریع انجام بده
ویو این یوپ :
درسته سرعت ات به اندازه من نبود ولی وقتی بالا پایین میشد سینه هاش توی سوتین تکون میخورد بهش گفتم یه لحظه وایسه تا سوتین رو در بیارم
این یوپ:بیبی یه لحظه وایسا بشین روم
ات:باش
ویو ات:این یوپ میخواست سوتین منو در بیاره که نشستم روی**که یهو تا ته رفت تو
ات:آحححح
این یوپ:بیبی کارت درسته فقط به جای جیغ زدن و ناله های ریز ناله های بلند میخوام
ات:ددی تازه داره شروع میشه
ویو ات:
ازش در اومدم شروع کردم به خوردنش اونم سینه های منو توی دستش داشت و فشار میداد و با نوکش بازی میکرد
ات:عاحح ددی چه خوشمزست
این یوپ:بسه دیگه دراز بکش کنارم
ات:چرا؟
- ۱.۸k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط