{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 11

ویو این یوپ:
از یه طرف خیلی خوشحال بودم که داریم با ات میریم که فردا عقد کنیم از یه طرف هم ناراحت به خاطر ات

(تو ماشین)
این یوپ:ات از کاری که داری میکنی مطمئنی؟

ات:آره چطور؟
این یوپ:هیچی همینجوری

ویو ات :انقدر خسته بودم توی ماشین خوابم برد وقتی از خواب بیدار شدم روی تخت تو بغل این یوپ بودم

این یوپ:بیدار شدی بیبی

ات: آره

این یوپ:میدونستی ساعت چنده:
ات:نه
این یوپ:۳ شبه تو از ساعت ۷ که رسیدیم اینجا تا الان خوابی

ات:وای فردا باید صبح زود بیدار بشیم لباس هارو اتو نکردم هیچی برای فردا مدارک اینا رو آماده نکردم

این یوپ:نترس همه این کار ها رو کردم(خدا بده ازین شوهرا)

ات:مامانم یادم میاد زمانی که رفتن کانادا دو دست لباس بهم داد

این یوپ:خب

ات:یکیشون رو فردا شب پاره میکنی یکیشون هم شب عروسی
این یوپ:اوه فاک میدونستم

ات:بخوابیم فردا زود بیدار بشیم

این یوپ:باش

(فردا)
ب،ات:ات رفته کدوم قبرستون؟

دو هوان:بابا آروم باش مینهو میخواد بره خونشون

ب،ات:باش برو بدرقه کن

(ببینید از اینجا به بعد با مینهو کاری نداریم)


مینهو:خدافظ اگه کاری داشتی زنگ بزن

دو هوان:خدافظ

(خونه این یوپ)
ات:آماده ای؟
این یوپ:آره

ات:بریم

ویو ات :
حس خوبی داشتم یه لباس کوتا سفید پوشیده بودم لعنتی این یوپ خیلی تحریک شده بود میدونم شب قراره به فنا بده منو


ویو این یوپ: تو ماشین خیلی خوش گذشت ولی همچنان نگران ات بودم ولی لعنتی ات لباس خیلی تحریک کننده ای پوشیده بود

(شب)

این یوپ:خب حالا دیگه مطعلق به خودمی

ات:معلومهههه

(رسیدن)

ب،ات: ای این یوپ ای ات من چیکار کنم با شما

ات:برو یه دوش بگیر بیا

این یوپ:باش

ویو ات:

تا این یوپ رفته بود حموم تصمیم گرفتم اتاق رو آماده کنم و لباسم رو بپوشم لباس های که مامانم داده بود یکیش سفید بود برای شب عروسیم یکیش هم یه دامن مشکی با یه سوتین فوق العاده باز قرمز
لباس رو بدون اینکه چیزی زیرش بپوشم پوشیدم اتاق پر گل رز بود روی یه میز کنار تخت دوتا لیوان شراب و کلی مشروب گذاشتم

ویو این یوپ:
از حموم اومدم دیدم ات با اون لباس خواب کل بدنش رو برای نمایان کردن پیش من قرار داده منم فقط یه حوله دور پاهام پیچیده بودم

ات:ددی اومدی امیدوارم یک شب خاطره ساز برات داشته باشم

این یوپ:بیبی من ددی رو میخواد چطوره اول ددی یکم نوشیدنی بخوره که بعد وارد عمل بشه

ات:منم این رو ترجیح میدم

(تویی که داری اینو میخونی الان این توی کامنت ها هست هرکی جنبه نداره نخونه لطفا الکی هم گزارش‌نکنین)

ویو ات:کلی مشروب و شراب خوردیم خیلی مست کرده بودیم

ویو این یوپ:کلی مشروب خوردیم و مست بودیم ات توی بغلم با یه جام شراب بود که اونو از دستش گرفتم با ما خودم گذاشتم رو میز
ببینین پارت 11 توی سه بخش گذاشته میشه
دیدگاه ها (۱)

پارت 11ویو این یوپ:از یه طرف خیلی خوشحال بودم که داریم با ات...

بچها پارت 11 توی کامنت ها گذاشته نمیشه و توی خود پیج هست و ب...

پارت 10همه رفتن پایین این یوپ هم همینطورات:ببین بابا بزار بر...

پارت 9صبح شدویو دو هوان رفتم پیش این یوپ و ات که ازشون بپرسم...

درخواستی از لینو

ات با خواب آلود و مستی گفت: پس میشه من دوستت داشته باشم؟کوک:...

... ددیه حیرت انگیز من پارت ۶...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط