{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه

پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه
بعد از مدتی آقای تعمیرکار اومد و گفت:
پدر جان موبایلت سالمه
هیچ مشکلی نداره
پیرمرد با صدای غمگینی گفت:
پس چرا بچه هام بهم زنگ نمی زنن.


••••●❥
دیدگاه ها (۱)

یکی باید باشدکه وقتی نگاهش می کنینه اینکه غصه هایت یادت برود...

زیادی خوب بودن خوب نیستزیادی که خوب باشی دیده نمیشویمثل شیشه...

چه قدر دلم می خواستبه جای بافتن این شعرهاموی تو را می بافتم ...

پارت نهدرو باز کردم خیلی خوشحال شدم اون مینجی بودددددددلینا:...

*در دام نگاه تو*پارت ۱علامت ها : امیلی + تهیونگ×ایییی اییییی...

☆‌عشق اجباری من✧P5ویو سوهامی‌خواستم جواب تهیونگ رو بدم که یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط