{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق شدم که دیگر دلتنگ تو نباشم.

عاشق شدم که دیگر دلتنگ تو نباشم.
که طعم بوسه هایش برود زیر دندانه های شینِ عشق و مزه اش پخش شود در تار و پودِ دفتر شعرم.
که حال نگاهش قند در دلم آب کند و برای وعده های بودنش صبور نباشم.
که انتظار آمدن تو را نکشم و زیر لب به آن همه زجر پنهانی لعنت بفرستم.
که بازدم های صبحگاهی ام بوی عطر نفس هایش را بگیرد.
که بدانم قرار است خاطره بسازیم و کلمه اختراع کنیم برای خواستن های دو طرفه.
بی اضطراب، بی انقلاب.
مثل معشوقه ی پاییز بودن، مثل معشوقه ی بهار بودن.
مثل لحظه ی آفرینشِ آدم و حوا.
مثل اولین بوسه ی یک مادر.

شیما_سبحانی
دیدگاه ها (۱)

تترون های ژاپنیعطرهای فرانسویبرنجهای پاکستانیچای های هندیدر ...

کافه پاراگراف:آدم برای دوست داشتن ابتدا باید دست داشته باشد....

یه روز میرسه که صدای گریه بچم تو گوشم زنگ میزنه، غذا رو گاز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط