{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کافه پاراگراف:

کافه پاراگراف:

آدم برای دوست داشتن ابتدا باید دست داشته باشد. دو جفت دست لازم است تا بتوانند هم‌دیگر را در بر بگیرند و بفشارند و بنوازند و لب‌های آدم را لمس کنند و یک چیزی را بیافرینند به نام بوسه. این‌که می‌گویند چشم و قلب و این‌ها, همه اش ظاهر ماجراست. عشق از همین دست‌های یخ‌زده ای شروع می‌شود که در هم می‌پیچند و داغ می‌شوند. از همین انگشتانِ کشیده ای شروع می‌شود که روی هم می‌لغزند و هم‌دیگر را به سمت و سوی مختلف می‌کشند.

عشق از مـن شروع می‌شود و تـو که کف دست‌هایمان را به سمت هم می‌گیریم و از این کار خوشمان می‌آید و لبخند پهن می‌شود روی صورتمان و موسیقی درخواستی محبوب‌مان پخش می‌شود توی فضای نیمه روشن که برای ما زیادی هم تاریک است.

عشق از مـن و تـو شروع می‌شود که انگشت‌هایمان را قفل می‌کنیم بین هم و نگاهمان را می‌دوزیم به روبرو و دود سیگارمان پخش می‌شود توی تاریکیِ جاده که برای ما زیادی هم روشن است.

عشق از دست‌های ما شروع می‌شود. از چشم‌ها و قلب‌ها و لب‌ها و تن ها گذر می‌کند. در تاریکی‌ها و روشنی ها و گرگ و میش‌ها و سرخی‌های دم غروب پخش می‌شود. در جاده ها و کوه ها و ساحل‌ها و خانه‌ها و خیابان‌ها چرخ می‌خورد. ولی آخرش باز برمی‌گردد توی دست‌هایمان که به هم قفل شده اند و یک چیزی را آفریده اند به اسم ِ لمس, تا ما با کمک آن دلتنگ بشویم و به دنبالِ هم بگردیم و آن‌قدر بگردیم تا دوباره هم‌دیگر را پیدا کنیم و دوست داشته باشیم؛

💠 منبع: وبلاگ اتفاقا اسم هم دارد
دیدگاه ها (۱)

عاشق شدم که دیگر دلتنگ تو نباشم.که طعم بوسه هایش برود زیر دن...

یه روز میرسه که صدای گریه بچم تو گوشم زنگ میزنه، غذا رو گاز ...

تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی...شهریار

🏰 قصر تاریکیقسمت ۴: لمس تاریکیسایه با سرعتی غیرطبیعی به سمت ...

FORCED LOVEPart:13───دو هفته بعد. ماموریتِ جدید.این بار، یه ...

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط