{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نظر دارم که چشمان تو را خواب کنم

در نظر دارم که چشمان تو را خواب کنم
ناگهان بوسه ای از آن لب پر آب کنم


ماه رویت بر سرم باشد و من مثل پلنگ
گاه گاهی حمله بر چهره ی مهتاب کنم


خرمن شب پوش گیسویت رها باشد و من
سینه را غرق سکوتی مثل مرداب کنم


مثل حالات کویری که در آتش گیر است
خاک تن از بوی باران تو سیراب کنم


با وجودی که هوای چشم تو زیباتر است
در نظر دارم که چشمان تو را خواب کنم
دیدگاه ها (۳)

امشب به یُمن ِدیدنت قفل ازدلم وا میکنمجشنی به استقبال ِتو در...

در ساعت عاشقےتو با من هستےدر حالے کہ درکنارم نیستےتو بامنے چ...

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

‌ چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دل...

ᴘᴀʀᴛ44۱۵ سال دروغتالار در سکوتی مرگبار فرو می‌رود و من بوی م...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

part9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط