{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. .

. .
چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد

یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم:
غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد

من نظربازم و کم معصیتی نیست ولی
چه‌بسا طعنه‌زدنهای تو بخشیده نشد

ای که مهرت نرسیده ست به من، باور کن
هیچکس قدر من از قهر تو رنجیده نشد

عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد . ...
دیدگاه ها (۱)

ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺭﺩ، ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩﺩﻝ ﮐﻨﺪﻥ ﺍﺯ ﻳﮏ ﺁﺷﻨﺎﻳﻲ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭ...

ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﯼ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﯿﺴﺘﻢﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻋﺸﻖ ﻋﺎﺷﻖ...

ای کاش بیفتد به تو یکبار مسیرمدرحسرت دیدار تو کم مانده بمیرم...

ﯾﮏ ﺑﻐﻞ ﺣﺮﻑ، ﻭﻟﯽ ﻣﺤﺾ ﻧﮕﻔﺘﻦ ﺩﺍﺭﻡﺭﻭﺡ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ ﺗﻦ ﺩﺍﺭ...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

....چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پ...

چشم من ، چشم تو را دید ولی دیده نشد من همانم که پسندید و پسن...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد من همانم که پسندید و پسند...

. . چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط