{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام ای شب معصوم!

سلام ای شب معصوم!
سلام ای شبی که چشم‌های گرگ‌های بیابان را
به حفره‌های استخوانی ایمان و اعتماد بدل می‌کنی
ودر کنار جویبارهای تو، ارواح بیدها
ارواح مهربان تبرها را می‌بویند
من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف‌ها و صداها می‌آیم
و این جهان به لانهٔ ماران مانند است..
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست،
که همچنان که ترا می‌بوسند؛
در ذهن خود طناب دار ترا می‌بافند!
سلام ای شب معصوم...

میان پنجره و دیدن
همیشه فاصله ایست
چرا نگاه نکردم؟
مانند آن زمانی که مردی از کنار درختان خیس گذر می‌کرد...

چرا نگاه نکردم؟
انگار مادرم گریسته بود آن شب
آن شب که من به درد رسیدم و نطفه شکل گرفت
آن شب که من عروس خوشه‌های اقاقی شدم
آن شب که اصفهان پر از طنین کاشی آبی بود
و آن کسی که نیمهٔ من بود، به درون نطفهٔ من بازگشته بود
و من در آینه میدیدش
که مثل آینه پاکیزه بود و روشن بود
و ناگهان صدایم کرد
و من عروس خوشه‌های اقاقی شدم
انگار مادرم گریسته بود آن شب
چه روشنایی بیهوده‌ای در این دریچه مسدود سر کشید
چرا نگاه نکردم؟
تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند
که دستهای تو ویران خواهد شد
و من نگاه نکردم
تا آن زمان که پنجرهٔ ساعت
گشوده شد و آن قناری غمگین چهار بار نواخت
چهار بار نواخت
و من به آن زن کوچک بر خوردم
که چشمهایش، مانند لانه‌های خالی سیمرغان بودند
و آنچنان که در تحرک رانهایش می‌رفت
گویی بکارت رؤیای پرشکوه مرا
با خود بسوی بستر می‌برد...
دیدگاه ها (۱)

کلمه سحرانگیز ســـلامچہ قدرتی دارد برای تابش محبتحس کرده ای ...

ذهن من درگیر است!..سخت دچار تردید،.ذهنی شلوغ دارم از رؤیاهاو...

خوب نيستم ،مثل درختى پيركه حتى با نسيمى ،شاخه و برگ هايش به ...

بالاخره مبحث مثلثات هم تموم شد😊حالا باید توابع رو شکست بدیم😐...

ویوی ایوکی:نور آفتاب از بین برگ های درخت های انگور به صورتم ...

#تک‌پارتی.از.ریندو. ----------------------------------------...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🌸خدایا، آن دم که تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط