{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای عشق من آمدم و جانم دادی

ای عشق من آمدم و جانم دادی
چشمی به تماشای جهانت دادی
فهمید دلت که راه برگشتی نیست
وآنگه آن روی سگت نشانم دادی

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

بس که مردان غیور دهمان گم شده اند دختر رعیت ده در کف خان ها ...

همیشه از حکمرانان ده دلخورم زیرا فقط با جاهلیت عذت ده را کمش...

آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی روزها شحنه و شب باده ...

کاش به جای علم و افزار وفنون ؛ شاعر می شدمدست روازدست تو خو...

عاشقانه

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط