ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه تا دهنشو باز میکرد آب

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه، تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنش، و نمیتونست بگه.
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم. شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن. دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو. اینقدر بالا پایین پرید، خسته شد خوابید.
دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چند ساعته بیدار نشده. یعنی فکر کنم بیدار شده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!

این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه. دوسشون داریم و دوستمون دارند، ولی اونارو نمیفهمیم؛ فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم..

#خسرو_شکیبابی
دیدگاه ها (۲۸)

جوووووونمممم 😍

نوتلاخیلی خیلی دوس 😍 😍 masi_inrel_notela

هوممممم عشقموعروسش کردن 😭 😭 😭

عشقم بخداااا 😄 😄 ورزش کردنمم جذابه 😄 😄

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹⁰..داهی : برادرش بلافاصله مرد چ...

تا اونجا سوسک دیدم من از سوسک خیلی میترسم و مثل دیوونه ها رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط