{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات ترسناک شما پارت

خاطرات ترسناک شما پارت 15
من و مامانم تنها تو خونه ای که از پدربزرگم به ارث رسیده زندگی میکنیم
خونمون خیلی بزرگه و حیاطش پر از درخته نصفه شب بود که صدای جیغای مامانم رو شنیدم. هیچوقت تاحالا ندیده بودم که اینجوری جیغ بزنه. هراسون به دم در اتاقش رفتم. يهوو تلفن زنگ خونه زنگ خورد و همزمان باهاش صدای مامانم هم قطع شد تلفن رو جواب دادم، مامانم بود! گفت: اون صدای من نیست، بیا تو حياط باید فرار کنیم..
#جایی_که_سایه_نداره
دیدگاه ها (۰)

🖤🦋#جایی_که_سایه_نداره#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_اس...

🖤🦋تو تابستون بارون کجا بوده#جایی_که_سایه_نداره

🖤🦋#جایی_که_سایه_نداره#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_اس...

🖤🦋#جایی_که_سایه_نداره#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_اس...

داستان ترسناک شووووماااا

عشق خیانت انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط