{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساست را نفس میکشم...

احساست را نفس میکشم...

نگاهت را میخوانم ...

قلبت را مینوازم...

صدایت را میبوسم...

سکوتت را میشنوم...

و از عاشقانه هایت برای خودم لباس میدوزم...

دیوانه نیستم...!

فقط یک جور خاص که دیگران بلد نیستند

عاشقت هستم ...♥♥♥♥
دیدگاه ها (۱)

اشکهای گرم ما و آههای سرد ماکس نداند کز کجا آید مگر همدرد ما...

گفتمش سلطان قلبم تو کجا اینجا کجامنطق و عشق و خرابات بوده ان...

تورا بی دلیل دوست دارم چون, نه ادعای عاشقی کردی, نه کلمات را...

روز اول بی‌ هوا قلب مرا دزدید و رفتروز دوم آمد و اسم مرا پرس...

رمان زیر نور خاموش سئول... ----پیشانی‌مان هنوز به هم تکیه دا...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---پیشانی‌ات هنوز روی سینه‌ام بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط