{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو نویسنده

ویو نویسنده
بعد تموم شدن کارش دیـ.کشو بیرون کشید دختر ناله ی بلندی سر داد که این برای دوهان هم مشخص بود این ناله از سر لذت و خواستن بود نه درد،اول باکسر و بعد شلوارشو پوشید و قهقهه ای سر داد
$خیلی خوب بودی عروس عزیزم
بدن نیمه هوشیاره دختر و رو تخت فلزی رها کرد و رفت سمت دوربین و خاموشش کرد گوشیشو برداشت و با بادیگارد مورد علاقه تماس گرفت برای اجرای نقشه بعدی....

ویو جیسو
بدنم درد میکرد حس میکردم الانه که بیهوش بشم...چون خون پری خیلی کم می‌خورم کم خونی گرفتم و سرم مدام گیج می‌ره ولی به جونگکوک نگفته بودم وگرنه بخاطر من چندتا پری اضافه تر کشته میشد..


در با ضرب باز شد و بادیگارد یه پسر و انداخت داخل...همه جاش بانداژ شده بود اونم وحشتناک..خیلی برام آشنا بود..دوهان عوضی وارد اتاق شد
$به تاتا سلام کردی؟
$اوه..یادم رفت نمیتونی سلام کنی شومونی... این پری احمق و خواهر احمق ترش حواس برام نذاشتن که

تاتا..پری..خواهر..

تهیونگ؟؟


پرنسسا ببخشید من تو تابستون خیلی وقتم پره واسه همون دیر میزارم ولی سعی میکنم زود زود بزارم تا شمام تو خماری نمونید
دیدگاه ها (۳۰)

پرنسسام فصل اول پری کوچولوی من تموم شددارم رو فصل دومش کار م...

پرنسسااین از کاور فصل دوبریم یه اسپویل ریز داشته باشیم از فص...

ویو ات بدنم داشت داغ می‌شد...انگار..انگار داشتم تحریک میشدم ...

https://wisgoon.com/p/JE4LSLH13Uپارت قرارداد

ویو جیسوسعی کردم برم سمتش به قدری محکم بانداژ شده بود که صور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط