{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
بدنم داشت داغ می‌شد...انگار..انگار داشتم تحریک میشدم ناخودآگاه ناله ای کردم..حتی برا خودمم مشخص بود که نالم از سر لذت و خواستن بود چه برسه اون عوضی
تک خنده ای کرد
$میخوای کمکت کنم؟
+ن..نه بهم دست نزن
ویو نویسنده
دختر به شدت تحریک شده بود.. دوهان(جئون) بهش داروی پرداتور خورونده بود و باعث شده بود به شدت تمایل پیدا کنه که رابطه جنسی داشته باشه..با هرکسی! ولی سعی داشت مقاومت کنه دوهان از رو تخت بازش کرد
×ل..لطفا کاریش نداشته باش لطفا
$شومون تو حالت سکوته..یادته که؟
دختر ساکت شد..ات سریع از رو تخت پاشد و سعی کرد با بال هاش پرواز کنه ولی تحریک شدن بیش از حدش و کم خونی باعث شد زمین بخوره

$به خودت فشار نیار..حالا حالا ها بدنت کرخته
کرد به سمتش رفت و بلندش کرد
+و..ولم کن
بادیگارد وارد اتاق شد پری که حالا از درد تو خودش جمع شده بود و دست بادیگارد داد
$کامل آمادش کن و ببرش اتاق وی آی پی
بادیگارد پوزخندی زد و لبش و رو لب دختر گذاشت و بعد بوسه کوتاه لب زد
ب.د:حتما
از اتاق رفت بیرون بعد نیم ساعت وارد اتاق شد
س.ن:مورد وی ای پیتون امادست ارباب
$خوش گذشت سونگمینی؟
س.ن:عااا ارباب شما نزاشتید کار خاصی بکنم..همین الانشم کم مونده شلوارمو پاره کنه و بیاد بیرون(منظورش دیکشه)
دیدگاه ها (۶)

ویو نویسنده بعد تموم شدن کارش دیـ.کشو بیرون کشید دختر ناله ی...

پرنسسام فصل اول پری کوچولوی من تموم شددارم رو فصل دومش کار م...

https://wisgoon.com/p/JE4LSLH13Uپارت قرارداد

ویو نویسنده وقتی از سفت شدن زنجیر ها دور مچ های ظریف دختر مط...

ویو جیسوسعی کردم برم سمتش به قدری محکم بانداژ شده بود که صور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط