{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۱۵)
دیوونه دوست داشتنی2
-جوابم رو گرفتم

+خوبه، یکمی داغ شدی

-خب معلومه که داغ میشم صورتم کلا گر گرفته

*باکوگو یقه لباس هیکاری رو پایین میبره و گازش میگیره*

-اخ، یه کمی یواش تر عشق من

+نمیتونم یواش باشم، نمیتونم این همه هات بودنت رو تحمل کنم

-باشه یواش نباش

+خودت گفتی هاااااا

-باشه دیگه

*باکوگو هیکاری رو انداخت روی مبل و دستش رو برد پایین لباس هیکاری و بالا بردش و شکم هیکاری رو مکید، هیکاری هم یواش یواش سعی کرد دکمه های باکوگو رو باز کنه*

-همینه خشن باش عزیزم

+چشم

*هیکاری پیرهن باکوگو رو در اورد و از قبل که رژ زده بود با هر بوسه روی بدن باکوگو ردشو میزاره*

-حالا وقت مارک موقتی گذاشتنه

*هیکاری شروع کرد و گردن و سینه و صورت و لبای باکوگو رو بوس کرد و جای رژش رو روی بدن باکوگو جا گذاشت*

+همه جام که قرمز شد!

-بح بح چه خوب شد بیا یه عکس بگیریم

*یه چند تا عکس گرفتن*

+چه خوب شدن

-اره، یادگاری نگه میدارم برای«بچه مون»

+ب... بچه مون؟

-اره

+نه بهتره بگیم بچه هامون

-نه نه دیگه این همه امادگی ندارم

*هردوتاشون خندیدن*

+احساس میکنم داره وقت رفتن میشه

-نه نمیخواد بری، بمون دیگههه

+نه باید برم یه کارایی دارم

-اوممم... باشه

+عوضش اخر هفته باهم بریم بیرون؟

-اره بریم، هوراااا
دیدگاه ها (۲)

( پارت۱۴)دیوونه دوست داشتنی 2-بله، ولی تو همین الانشم قهرمان...

( پارت۹)دیوونه دوست داشتنی-اخه صبح حوصله نداشتم شونه کنم*همو...

( پارت ۱۰)دیوونه دوست داشتنی 2*هیکاری خودش رو مثل دکتر ها کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط