{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگـــــم همیشه میگفت :

مادربزرگـــــم همیشه میگفت :

قلبت که بی نظم زد ،
بدون که عاشقی ...

اشکت که بی اختیار سرازیر شد ،
بدون که دلتنگی ...

شبت که بی خواب گذشت ،
بدون که نگرانی ...

روزت که بی شوق آغاز شد ،
بدون که ناامیدی ...

سینت که بی جا آه کشید ،
بدون که پُرحسرتی ...

دلت که بی دلیل گرفت ،
بدون که تنهائــــــی ...
.
دیدگاه ها (۴)

گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن ؛ به رفتن که فکر می کنی ا...

دوست عجب امنیت خوبی ستمی توانی با او خود خودت باشی می توانی ...

برگرفته از مجله راز :آموخته ام که نمیتوانم کسی را وادار کنم ...

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮه ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﻣﮑﺚﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ ؛ " ﻧﺎﺭ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط