{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my little mochipart

my little mochi:part10

جیمین ویو:

با نور خورشید بیدار شدم و دیدم اون آلفا کنارم خوابیده.

کمرم و زیر دلم خیلی درد میکرد و حالت تهوع داشتم.

محکم تکونش دادم:هوی ! آلفا عوضی! متجاوز گر!

بیدار شد و من رو کشید توی بغلش و دوباره خوابید.

کلی تکون خوردم.

جیمین:ولم کن بیشعور(ببخشید ولی فیک)

یونگی:جیمین کوچولو بخواب.

جیمین:تو اسم من رو از کجا میدونی!؟اصلا من چرا کنار تو خوابیدم؟چرا بدنم درد میکنه ؟از همه مهم تر چرا من لختم ؟

یونگی:اول اسمت رو از اون دوستت فهمیدم. دوم دیشب هیت شدی منم جفتت هستم. سوم یعنی واقعا اون س*س هیجان انگیز دیشب رو یادت رفته توت فرنگی ؟(پوزخند)

خیلی تعجب کردم. من و اون جفتیم.

جیمین:اگه من جفتتم چطور میتونم باور کنم.

دست کشید رو گردنم و خیلی می‌سوخت.

جیمین:نکنه تو مارکم کردی!؟ باشع اما جونگ کوک چی!؟ اگه اون بره خونه باباش کلی کتکش میزنه و میندازتش توی انباری!!

صدا زنگ موبایلش اومد که رو نوشته بود ((ته)) و جواب داد.

یونگی:الووو

.......

یونگی:چییییی!!!!

.........

یونگی: کدوم بیمارستان!؟
.........

یونگی:الان حالش چطوره!؟
............

یونگی:باشه الان با جیمین میایم.
دیدگاه ها (۱۲)

دوستان تا تهش ببینید بعد بهم گیر بدید.

کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط