یکنفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا ساعتی بی شور و مستی سرنمی آید مرا سربسر گشتم جهانرا خشک وتر دیدم بسی جز جمال او بچشم تر نمی آید مرا تانفس دارم نخواهم داشت دست ازعاشقی یکنفس بی عیش و عشرت سرنمی آید مرا گر سخن گویم دگر از عشق خواهم گفت و بس جز حدیث عشق در دفتر نمی آید مرا...