رضا

#رضا
مثه همیشه وقتی رسیدم خونه یه دوشه ریزی گرفتم
فیلمبرداری خیلی سختی بود صبرم تموم شده بود اما نمیتونستم چیزی بگم و واقعا خسته شدم
اصن نفهمیدم چیشد که یهو همینکه از حموم برگشتم ب خواب عمیقی فرو رفتم و به معنای واقعی بیهوش شدم
رضا رو که میشناسین و اما تو یه پارت دیگه که امشب میدم یه شخصیت دیگه به اسم دنیا داریم که کلی تو این رمان اتفاقای خفن میفته پس حمایت و فالو یادتون نره
دوستون دارم
خوش بگذره


#ویسگون
دیدگاه ها (۲)

#دنیاحالم از همه چی بهم میخورد...فقط میخواستم تنها باشم..حوص...

part 3#رضامهراب خیلی اصرار داشت بریم بام.ولی من تازه از خواب...

سلام دوستان عیدتون کلی مبارکبهترینا در کنار عزیزتریناتون واس...

ادامه پارت ۲۶¥قربان اتفاقی افتاده{ترسیده}-عوضی تو چطوری جرعت...

P26🍯-چی؟ الان اینو جدی میگی؟&اوهم-نگران نباش بعدا به حساب او...

در اغوش نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط