{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Mycompanymodel

#My_company_model
پارت 16

+خب جونکوکا... چیزه هچی ولش جرعت یا حقیقت
_(خنده ریز) جرعت(نیشخند)
ویو بینا
همین که گفت جرعت پک استیکر و یه لیپ گلاس د اوردم نشونش دادم.+ایجانم خدا میدونه چه گوگولی بشی
_جدی؟
+من با تو جدی بودم(لبخند)
_اوف باشه بابا
رفتم کنارش نشستم همه بچه ها زده بودن زیر خنده همه استیکر هارو روی صورتشو بازو هاش چسبوندم یکم لیپ گلاس زدم و ازش عکس گرفتم
+ویییی ناناااا گوگول پسرررررر
_پوففف(پوکر فیس)
_این مسخره بازیو جمع کنید من رفتم اینارو بکنم.
+باشه باشه
ویو جونکوک
واسه ذوقش مردم و الان لیپ گلاسش روی لب منم زده شده بود از این بابت خوشحال بودم. رفتم استیکر هارو کندم و لیپ گلاسم پاک کردم که زنگ خونه به صدا در امد.
پیک=فرماید اینم پیتزاتون با سوخاری
_مرسی بفرماید(پول داد)
_بچه ها بیاید سر میز غذا رو اوردن(داد)
☆+هورااا غذاااا
ویو بینا
همه نشتیم سر میز و شاممون رو خوردیم که جونکوک گفت
_بچه ها باید حرکت کنیم زود باشید
+بزار اول اینجارو جمع کنیم
_نیاز نیست
☆جونکوک شما برید منو بینا اینجارو جمع میکنیم میایم
_یه حرف رو دوبار تکرار نمیکنم(سرد و جدی)
+ماهم یه حرف رو سه بار تکرار نمیکنیم برو دیگه
_لبجاز باشه
منو ماریا کل میز و تمیز کردیم به ماریا گفتم بره من میز رو تمیز میکنم
☆اخیش تموم شد
+ماریا تو برو من میزو دستمال میکشم میام
☆حله
ماریا رفت منم میزو دستمال کشیدم و رفتم از توی یخچال اب بردارم دیدم پر شیر موزه من شیر کاکائو دوست داشتم ولی یه دونه برداشم و خوردم
_بینا بی...
+بهبه عا چیه
_شیر موز منننن(شک)
+ببخشید خوب
_بده من
+نمیدممممممم
جونکوک امد شیر موزه بگیره که تعادلشو از دست داد دست کوچیکمو بردم زیر کمر بزرگش
_بنظرت برعکس نشد(نیشخند)
+چ.. چیی اصلا بیا بگیر نخاستم(مظلوم)
_نخا(سرد)
ویو جونکوک شیر موزم رو سر کشیدم و دستشو گرفتمو بردمش بیرون
_خب بچه ها کلان 4 تا ماشین بیشتر نیست
هانول که خودش زوتر رفته سوار شده(پوزخند)
&خب منو ماریا میریم
♡منو یوری هم باهام میریم
$منو جنا هم میریم
+عهه پس من چییی
_تو با من میای
+جانن
_همین که شنیدی
+اوف هانول چی
_اون رفته سوار ماشین بادیگارد شده
+زنته ها بزار بهم بگم بیاد پیش تو من برم جای اون
ویو بینا
میخواستم برم که دستمو کشید
_نه نمیخاد
&بسه بریم دیگه
همه سوار ماشین شدن حرکت کردن من خواستم برم عقب جونکوک گفت جلو
_بدو جلو(جدی)
+نوموخاممم
_بینا(عصبی)
+شیه(بچگونه)
_بیا جلو(جدی و عصبی)
+نمی.... جیغغغغغغغ چی کار میکنی
جونکوک امده بود یه دستشو زیر پام و یه دستشو زیر کمرم گذاشته بود و بلند کردم(براید استایل)
_هیسسس
جونکوک منو گذاشت صندلی جلو و به سمت فرودگاه حرکت کردیم.

ایجان سیسیا دیدی چه صحنه ای گذاشتم😂😂

لایک 15 کامنت5
دیدگاه ها (۱۰)

اره دیگه

فالوشه@diana4994

#My_company_modelپارت15ویو بینا سریع یه تاکسی گرفتم رو ادرس ...

#My_company_model پارت ۸_بینا دنبالم بیا کارت دارم(سرد جدی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط