{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاب بیست و نهم ماه عسل

قاب بیست و نهم ماه عسل
وقتی یک بار میخواستم یک قوچ شکار کنم در لحظات آخر به آن نزدیک شدم و دیدم که چشمانش پر از أشک است. همان لحظه فقط از خدا خواستم که بلایی سر خانواده ام نیاید... بعد از آن دیگر موجودی را شکار نمیکنم...

از شکار کردن سخت تَر عکاسی است، چون در بهترین و سخت ترین نقطه میخواهند شکار کنند اما نه شکار حیوان که شکار لحظهِ خاص از یک موجود زنده. پس به جای شکار عکاسی کنید...
دیدگاه ها (۲)

سناریو قهوه با بوی شکلات

سناریو تهیونگ

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:2اگر کمی دیگر طول می‌کشید ممکن بود قلب ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

داستان عاشقانه جدید

از دشمنان تا عاشقان

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط