{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاب بیست و نهم ماه عسل

قاب بیست و نهم ماه عسل
وقتی یک بار میخواستم یک قوچ شکار کنم در لحظات آخر به آن نزدیک شدم و دیدم که چشمانش پر از أشک است. همان لحظه فقط از خدا خواستم که بلایی سر خانواده ام نیاید... بعد از آن دیگر موجودی را شکار نمیکنم...

از شکار کردن سخت تَر عکاسی است، چون در بهترین و سخت ترین نقطه میخواهند شکار کنند اما نه شکار حیوان که شکار لحظهِ خاص از یک موجود زنده. پس به جای شکار عکاسی کنید...
دیدگاه ها (۲)

قاب بیست و نهم ماه عسلباید أز آقا یاد بگیریم ؛ امام رضا حافظ...

قاب بیست و هشتم ماه عسلعروسی میان کارتن خواب هادر بخش بعد یک...

قاب بیست و نهم ماه عسلمهمان اول ما از خودش این طور تعریف میک...

پارت ۱۴نیمه های شب، جایی که فقط نور نقره ای و ضعیف ستاره ها ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط