{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفت

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفت
غصه ها را توی قلبم سر جهازی کرد و رفت

من برایش مثل کودک ذوق می کردم ولی
مدتی با خنده هایم خاله بازی کرد و رفت

سرنوشت ما به زیبایی به هم برخورد کرد
خط عشقش را چه بد با من موازی کرد و رفت

کم شد از من بعد از او از ما ، منی باقی نماند
انقلابی توی دنیای ریاضی کرد و رفت

گفته بودم که مگر از روی نعشم بگذری
پوز خندی زد به رویم ، یکه تازی کرد و رفت

 قبل رفتن در نگاهم حس و حال شعر ریخت
حالت مرگ مرا هم صحنه سازی کرد و رفت
دیدگاه ها (۲)

♥♥♥♥♥

پسر همسایمون ۷ سالشه،امروز لپشو کشیدمرفته خونشون وای فای من...

یاد آن روزها بخیر.... با توام کهنه رفیق  یاد ایام قشنگی که گ...

خخخخخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط