{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفت

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفت
غصه ها را توی قلبم سر جهازی کرد و رفت

من برایش مثل کودک ذوق می کردم ولی
مدتی با خنده هایم خاله بازی کرد و رفت

سرنوشت ما به زیبایی به هم برخورد کرد
خط عشقش را چه بد با من موازی کرد و رفت

کم شد از من بعد از او از ما ، منی باقی نماند
انقلابی توی دنیای ریاضی کرد و رفت

گفته بودم که مگر از روی نعشم بگذری
پوز خندی زد به رویم ، یکه تازی کرد و رفت

 قبل رفتن در نگاهم حس و حال شعر ریخت
حالت مرگ مرا هم صحنه سازی کرد و رفت
دیدگاه ها (۲)

#my.FUCKER.mafai. part 4دنیای فیلیکس در آن لحظه فر...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفتغصه ها را توی قلبم سر جها...

حلقه ی دست مرا اسباب بازی کرد و رفتغصه ها را توی قلبم سر جها...

پرستار بچم پارت ۵۷

برده عمارت جئون

جنون مافیا ☆part48S1☆ویو سوا ماهیچه های قلبم انگاری جنگ داشت...

#بادیگارد_سرد_منپارت ²¹ویو لارا_________فلز سرد..هوای نمور و...

☆سهیل به نقل از روزنامه ایران: چندی پیش مردی جوان با م...

در نیمه های شب 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط