{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برا اینکه مادر بزرگم نره تو اتاقم و

برا اینکه مادر بزرگم نره تو اتاقم و
دست به کامپیوتر نزنه ، بهش گفتم کامپیوتر وصله به اینترنت دست بزنی عکسات یهو تو اینترنت پخش میشه
.
از اون موقع هر وقت میخاد بره تو اتاقم آرایش میکنه
دیدگاه ها (۱)

یه نفر دوتا زن داشته بعد .......................بعدشم به تو ...

خدایا...میشه این آقای شیطان رو ببخشی و باهاش آشتی کنی که دست...

همه از مرگ میترسنمن از این جمله که :بسته اینترنت شما رو به پ...

شما یادتون نمیاد. یه زمانی ............ ...میرفتی مهمونی ، ب...

همسر پادشاه مین

بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زندگیش...

Part ¹⁸کوک وارد شد کوک: شوخی کردم کوچو.....حرفش قطع کرد بهتر...

سناریو#وقتی ما رو دزدیدن و بهشون خبر میدن که زنت دست ماعه نا...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

وقتی...(پارت پنجم)

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط