{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو
من که تنفس طوفان رو گرفتم بهتون میگم چطوری گرفتم خب راستش نصف تمرینات رو از سانمی یاد گرفتم نصف دیگه هم از گیو خب داشت شب میشود من که رفتم بخوابم صدای جیغ شنیدم کاتانامو برداشتم و به طرف صدای جیغ حرکت کردم دیدم کانائه سرش رو دست شینوبو هستش شینوبو داشت گریه میکرد گفتم چی شده شینوبو با گریه گفت شیطان به خواهرم حمله کرده من که میخواستم گریه کنم کانائه بهم گفت بجای من از شینوبو و کانائو مراقبت کن و بهد به شینوبو نگاه کرد و گفت شینوبو گریه نکن بعد کانائه مرد شینوبو بخاطر کانائه خواهرش جیغ کشید من که گریه کردم رفتم شینوبو رو بغل کردم و گفتم انتقام خودمو و کانائه رو میگیرم کانائه که مرد چند ماه گذشت و دیدم صدای پسر میاد که عصبانی هست رفتم دیدم سانمی با یه پسر دعوا میکنه رفتم و به سانمی گفتم بکش اونور کشید اونور از پسره پرسیدم اسمت چیه گفت تانجیرو گفتم چه اسمه خوبی چی شده ؟ تانجیرو گفت اینا میگن خواهرت شیطانه من انسان میخوره بعد ادامه داد خواهر من شیطانه ولی انسان نمیخوره گفتم خودم حلش میکنم رفتم به سانمی گفتم با من مبارزه کن بعد ادامه دادم اگه من بردم یعنی خواهرش انسان نمیخوره اگه تو بردی یعنی خواهرش انسان میخوره مبارزه کردیم و من برنده شدم و بهی سانمی گفتم دیگه به تانجیرو و خواهرش دست نمیزنی













بیا پایین















بیا خجالت نکش













ادامه سناریو بعدن میزارم
دیدگاه ها (۲۰)

بچه ها من کارهای بدی میکنم یا کار خوب انجام میدم مگه اما من ...

بچه ها ببنید من میخوام پروف ست فن فیک بزارم دوباره میگم اوسی...

سلام چطورین ببخشید فعالیت نداشتم ویسم پاک شده بود

درخواستی سناریو از دوما‌زندگی دوما خانپارت ۱این داستان : شین...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

درمانگر عشق. پارت۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط