گفتا تو از کجایی کاشفته مینمایی

گفتا تو از کجایی کاشفته می‌نمایی؟
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری؟
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی
دیدگاه ها (۰)

من همان مترسکی هستم که عاشق کلاغ شده استو حاصل این عشق ویران...

سلامتی اون پسری که🥂🙋‍♂️ تو راه رو بیمارستان داد میزد😪🖤 تو بر...

منو تهدید به رفتنش کرد!!آروم درِ گوشش گفتم راه رو بلدی یا نش...

می‌شه بمونی؟شب تارم را روشن کنی؟ماه شبم بشی؟آفتاب روزم بشی؟ع...

وسط یه بازار شلوغ خیلی اتفاقی چشمامون بهم قفل شد... پلک نزد،...

وسط یه بازار شلوغخیلی اتفاقی چشمامون بهم قفل شدپلک نزد ، پلک...

یکی بیاد غمو از دلم در آرهجای غم اسمتو رو قلبم بذارهمگه غیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط